ندای زاگرس – به اذعان بسیاری از صاحب نظران حوزه سیاست خارجی، توان و اقتدار اجتماعی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در چند دهه اخیر به حدی افزایش داشته که فراتر از یک کشور مستقل ظاهر شده است. با شکل دادن به محور مقاومت، ملت بیدار ایران، سالهاست که به دنبال استقلال ملتهای مسلمان منطقه از چنگال سلطنتهای فاسد دست نشانده که در ذیل شرارتهای صهیونیست و آمریکا در حقارت کامل به سر میبرند، است. این دگربیداری ایران اسلامی سبب ایجاد کینه و عداوتی آشکار در جبهههای متعدد علیه ایران شده که نمود آن را میتوان در ایجاد گروههای تروریستی علیه منافع ایران و شکل دادن به جنگ ۱۲ روزه صهیونیسم و آمریکا علیه ایران ملاحظه کرد.
ندای زاگرس – باران چه نام زیباییست! نامی که تنها یک واژه نیست؛ آوازیست از جنس روشنایی. کافیست آن را بر زبان بیاوریم تا طراوتی مرموز در هوا پراکنده شود؛ گویی در همان لحظه روح زمین تازه میشود و انسان بیاختیار نفسی عمیقتر میکشد. باران از آغاز آفرینش تا امروز همیشه نمادی از زندگی بوده است؛ موهبتی که تاریخِ زمین و نه فقط تاریخ انسانها، با آن معنا یافته است.
زن ایلامی، تصویر زنی است که همزمان مادر است، همسر است، نانآور است، مدیر خانه است و در بسیاری از موارد، ستون اصلی اقتصاد خانواده. زنی که در سالهای سخت جنگ، هم داغ دید، هم ایستاد؛ هم اشک ریخت و همزمان، خانه را سرپا نگه داشت. این زن، فقط مادر نبود؛ سنگر بود.
ندای زاگرس – در صندلی عقب ماشین نشسته بودم و سرم را به شیشه سرد خودرو تکیه داده بودم، برف سنگین و خاموش میبارید و جاده زیر چرخها میلغزید هر چه از ایلام دورتر و به صالحآباد نزدیکتر میشدیم، سفیدی برف جای خود را به باران میداد و سرمای استخوانسوز بهمن، آرامآرام در برابر گرمای لطیف و طبیعت زمردی صالحآباد عقبنشینی میکرد، به سهراهی جندالله که رسیدیم مسیر گرمسیری میمک را انتخاب کردیم، باران نرم و آرام میبارید و من غرق موسیقی دلنشین باران و آواز پرندگان بودم.
ندای زاگرس – برای ما که از نسل جنگ نیستیم و سالهای دفاع مقدس را تنها از پس روایتها میشناسیم، جنگ همیشه واژهای دور، مبهم و ناشناخته بوده است. مفهومی که تصویرش را نه در واقعیت بلکه در لابهلای کتابها، مستندها، فیلمها و خاطرات پدران و مادرانمان دیدهایم آنچه از آن میدانستیم، فقط شنیدهها بود؛ تکههایی از حقیقت که در ذهنمان نقش میبست اما هرگز با جانمان لمسش نکرده بودیم.
ندای زاگرس – جنگ دوازده روزه، فراتر از یک درگیری کوتاهمدت نظامی، به نمادی از تغییر موازنه قدرت در منطقه تبدیل شد. این جنگ نشان داد که رژیم صهیونیستی، با وجود تبلیغات گسترده و حمایتهای خارجی، در برابر مقاومت و توان موشکی منطقهای، شکننده و آسیبپذیر است. تنها دوازده روز کافی بود تا این واقعیت برای افکار عمومی جهان آشکار شود.
ندای زاگرس – خانه از نگاه اسلامی به عنوان یک نهاد کوچک اما بنیادین اجتماعی محسوب می شود و در این نهاد، زن در نقش یک مدیر و هنرمند به ایفای نقش می پردازد. زن به مفهوم کسی است که با توجه به فشارهای اقتصادی و محدودیتهای مالی، سعی می کند تا به پایداری چرخه زندگی خانوادگی کمک کند.
ندای زاگرس – در کشوری که بخش بزرگی از نارضایتی مردم از دل رانتخواری سهمخواهی خانوادگی و ژن خوب های دستساز بیرون میآید، گاهی یک رفتار ساده میتواند معنای واقعی شرافت سیاسی را دوباره در ذهن جامعه زنده کند. نام سید روحالله موسوی دقیقاً در چنین نقطهای قرار میگیرد جایی که قدرت نه ابزار امتیازگیری بلکه مسئولیتی قابل حسابرسی تلقی میشود.
ندای زاگرس – گاهی در هیاهوی کار و دغدغههای روزمره، یادمان میرود استان ما چقدر پنهانگنج در دل خود دارد… چقدر ظرفیت، چقدر زیبایی، و چقدر انسانهای دلسوزی که بیصدا برای سربلندی این خاک تلاش میکنند. همراه جمعی از دوستان و همکاران رسانهای تصمیم گرفتیم یکبار بهجای شنیدن گلایهها، چشمهایمان را شاهد حقیقت کنیم. راه افتادیم تا از نزدیک ببینیم، لمس کنیم و بیشتر بفهمیم که چه در این استان میگذرد.