ندای زاگرس – تهران – نهم اسفند ماه ۱۴۰۴، آفتاب بر میناب تابید و کوچهها را پر کرد از هیاهوی کودکان و دخترکانی که با لباس های چهارخانه طوسی و صورتی، کیف به دوش، راهی مدرسه بودند، راهی که به مسیری بی پایان ختم شد.
ندای زاگرس – تهران- خواندن از ایران نه یک مرثیه که باور عمیق رهبر شهید انقلاب بود که ایشان تمام عمر خود را آگاهانه و عالمانه برای سربلندی و افتخار مام میهن صرف کردند. هشدار دادند، یادآوری کردند، نقشه مسیر دشمن را بارها برای ملت رمزگشایی کردند؛ گویی فکر پلید آنها را خوانده بودند؛ میدانستند که آنها چه نقشه شومی در سر دارند؛ حالا گویی پردهها فروافتاده و دست چدنی زیر دستکش مخملی دشمنان برای همگان هویدا شده است.
ندای زاگرس – بندرعباس – میناب، امروز شهر غم و اندوه است؛ شهری که در آغوش خاک، ۱۶۵ رویا را به خاک سپرد، دخترانی که با کولهباری از امید و آرزو، در راهی بودند که آیندهای روشن را برای خود و کشورشان رقم بزنند، اما سرنوشت، داغی جانسوز بر دلهایشان نشاند.
ندای زاگرس – ایلام – فرماندار چرداول اعلام کرد که در حمله موشکی ساعتی پیش جنگندههای رژیم صهیونیستی و آمریکا به مناطق مسکونی شهر «سرابله» مرکز این شهرستان ۱۰ نفر شهید و ۵۷ نفر زخمی شدند.
ندای زاگرس – ایلام – پیکر مطهر ۱۷ سرو رعنا و شهید هنگ مرزی مهران پیش از ظهر امروز (دوشنبه) در میان استقبال گسترده و حزن و اندوه بیپایان مردم ایلام تشییع شد.
ندای زاگرس – تهران – خبر شهادت رهبر معظم انقلاب چون موجی از اندوه، سراسر کشور را دربر گرفت، صبحی که خیابانها پیش از آنکه از نور آفتاب روشن شوند، از اشک مردمی پر شد که ناباورانه به هم مینگریستند، شهر در سکوتی سنگین فرو رفت و قدمهای آرام سوگواران، آغاز روایتی شد از وداعی که در قلبها ماندگار خواهد شد.
ندای زاگرس – ایلام – پیکر مطهر شهید مدافع امنیت سرهنگ مهدی رحیمی امروز یکشنبه توسط مردم ولایتمدار و شهیدپرور ایلام تشییع شد.
ندای زاگرس – ایلام – مردم بابصیرت و همیشه در صحنه ایلام با حضور گسترده در آیین تشییع پیکر مطهر شهید مدافع امنیت انزجار خود را از اقدامهای اغتشاشگران اعلام کردند.
ندای زاگرس – در صندلی عقب ماشین نشسته بودم و سرم را به شیشه سرد خودرو تکیه داده بودم، برف سنگین و خاموش میبارید و جاده زیر چرخها میلغزید هر چه از ایلام دورتر و به صالحآباد نزدیکتر میشدیم، سفیدی برف جای خود را به باران میداد و سرمای استخوانسوز بهمن، آرامآرام در برابر گرمای لطیف و طبیعت زمردی صالحآباد عقبنشینی میکرد، به سهراهی جندالله که رسیدیم مسیر گرمسیری میمک را انتخاب کردیم، باران نرم و آرام میبارید و من غرق موسیقی دلنشین باران و آواز پرندگان بودم.
ندای زاگرس – برای ما که از نسل جنگ نیستیم و سالهای دفاع مقدس را تنها از پس روایتها میشناسیم، جنگ همیشه واژهای دور، مبهم و ناشناخته بوده است. مفهومی که تصویرش را نه در واقعیت بلکه در لابهلای کتابها، مستندها، فیلمها و خاطرات پدران و مادرانمان دیدهایم آنچه از آن میدانستیم، فقط شنیدهها بود؛ تکههایی از حقیقت که در ذهنمان نقش میبست اما هرگز با جانمان لمسش نکرده بودیم.