ندای زاگرس – وقتی پدر یک امُت در حضور خیل عظیم خونخواهانش تشییع میشود، نه تنها یک مراسم مذهبی یا ملی، بلکه ابلاغیه صریح به تمام جهانیان است که انتقامی سخت در راه است.
ندای زاگرس – بی پاسخی از خودم در تکرار می پرسم: مگر میشود خورشید که نور را در امتداد انوارِ امیدآفرینش معنا میکرد، حالا در قابی سرد، بیحرکت در میان امواج خروشان اشکها و فریادها باشد؟
ندای زاگرس – امروز، تهران نه یک شهر، که یک سوگنامهیِ باشکوه است؛ خیابانهایی که از تپشِ قلبِ سوگواران میلرزند و میدانند که امروز، ضد استکبارترینِ مجاهدانِ این قرن، برای همیشه از میانِ ما عبور میکند تا به جاویدگی بپیوندد.
ندای زاگرس – دوشنبه، پانزدهم تیرماه ۴۰۵؛ روزی که در ظاهر، ایران در ماتمی بیکران فرو رفته است، اما در باطن، شاهدِ پایانِ یک حماسهی بیهمتا هستیم، این لحظهی تلخِ وداع تنها یک حادثه نیست؛ بلکه نقطهٔ پایانی است بر زنجیرهای از مشقت ها و تلاشها که در طول سیوشش سال، با خوندل خوردن و پایمردی، گره خورده بود.
ندای زاگرس – سیزدهم تیرماه، سالِ چهارصد و پنج؛ در گرماگرمِ تابستانی که شعلههایش به پایِ آتشِ جانسوزِ میهن نمیرسد.
ندای زاگرس – در پی افزایش دما و شرجی غیرقابل تحمل در پایتخت، ضرورت دارد تعرفه برق تهران همانند شهرهای جنوبی کشور کمتر لحاظ گردد تا بار مشکلات شهروندان تهرانی کاهش یابد. این اقدام میتواند گامی مؤثر در جلب رضایت مردم و بهبود شرایط زندگی در این کلانشهر باشد.
ندای زاگرس – نزدیک به چهار ماه از جنگ نابرابری که به کشور عزیزمان تحمیل شد و جانهای ارزشمند بسیاری را فدای ایران و اسلام کرد، میگذرد؛ جنگی که به گواه دوست و دشمن، با شجاعت کمنظیر مردم مسلمان ایران همراه بود و دشمن را از همان روزهای نخست، مرعوب رشادتهای فرزندان این سرزمین کرد، مردم حاضر در خیابانها و رزمندگان سرافراز خط مقدم، چنان ضربات سنگین و دردناکی بر پیکره دشمن وارد کردند که تا سالها اندیشه تجاوز و غارت ملتهای مظلوم را از سر بیرون خواهد کرد.
ندای زاگرس – باز هم فصل گرماشد، درختان بلوط در آتش ندانم کاری و نسیان بعضی انسان نماها می سوزند! همه این حرمان و افسوسها، منشا انسانی داشته و ناشی از بی مبالاتی آدمی هست! نمیدانیم! اینگونه افراد؛ چی از جان عرصه جنگلی و مراتع در فصل گرما و ایام حساس تابستان و فصل خشک طبیعت میخواهند! إلا بما شاا… گروه های خودسر و بنام های مختلف (کوهنوردی)…!
ندای زاگرس – در واپسین روزهای زمستان ۱۴۰۴، ایران، سرزمینی که همواره در کوران حوادث قامت افراشته است، در سختترین آزمون تاریخ خود قرار گرفته بود.
ندای زاگرس – در تقویم این سرزمین، نامهایی ثبت شدهاند که نه با جوهرمعمولی، که با خون پاکشان بر پیشانی تاریخ مرزبانی ایران حک شدهاند. ستوان سوم شهید محمدنبی خنجری، یکی از همین لالههای سرخ است که در قامت یک مرزبان غیور، ایستادن را بر نشستن ترجیح داد.