دوشنبه / ۲۰ مهر / ۱۴۰۵
×

ولی محمد امیدی از واپسین شاعران و روایت گران برخاسته از سنت جلیل شعر شفاهی است سنتی که بزرگان آن در خلا درس و مشق مدرسه، در پهنه فرهنگ و اجتماع و طبیعت استادتمام باورها و بایدها و گذشته،پیدا و پنهان دیار، یار و مردمان می خود شده اند. ولی محمد از جمله بزرگان سهل […]

قله مانای سنت شعر شفاهی زاگرس یاد باد
  • کد نوشته: 7616
  • دی ۱۱, ۱۳۹۷
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    ولی محمد امیدی از واپسین شاعران و روایت گران برخاسته از سنت جلیل شعر شفاهی است سنتی که بزرگان آن در خلا درس و مشق مدرسه، در پهنه فرهنگ و اجتماع و طبیعت استادتمام باورها و بایدها و گذشته،پیدا و پنهان دیار، یار و مردمان می خود شده اند.
    ولی محمد از جمله بزرگان سهل و ممتنع گوی شعر شفاهی ایلام ومنطقه است که ملقب به فردوسی ایلا اشعار حماسی وی در زمان جنگ تحمیلی فراموش نخواهد شد.
    استان ایلام از گذشته های دور تاکنون زادگاه شعرای چیره دستی بوده که با زبان ساده اشعاری را سروده اند و از این شاعران ناور می توان به شاکه و خان منصور، غلامرضاخان ارکوازی، عباسی آرام و ولی محمد امیدی اشاره کرد.
    امیدی شعر را از روی قریحه و استعداد ذاتی می سرود که به مثابه ضرب المثل آنچه از دل برآید لاجرم بردل نشیند اشعار این شاعر نیز بر دل عامه مردم کردزبان می نشست.
    وی در اشعارش از طبیعت الهام می گرفت و ذهنیات و تراوشات شعر خود را به طبیعت تشبیه می کرد که به عنوان مثال استرس و دل آشوب های خود را در اشعار به گونه ای می سرود که مخاطب را ناخودآگاه یاد حباب و گردابه های روی آب می اندازد.
    یا خوانش اشعار شاعر در مورد خون به ناحق برریخته جوانان رعنا بر کوه های میمک در زمان جنگ تحمیلی تداعی گر رویش گیاهان و سبزه ها در دامنه کوه ها است و این نشان گر این موضوع است که شاعر انسی نزدیک و دیرینه با طبیعت زادگاهش دارد.
    سالگرد درگذشت این شاعر نامدار ایلامی بهانه ای شد که نظر تنی چند از ادیبان و شاعران نام آشنای استان ایلام در خصوص ابعاد شخصیتی شعر ولی محمد امیدی را جویا شویم.

    ** نگاری از خطه ایلام که به مکتب نرفت و مسئله آموز صد مدرس شد
    ناشر و ادیب و نویسنده قهار ایلامی در خصوص طبع شعر ولی محمد امیدی در یادداشتی که به مناسبت درگذشت این شاعر منتشر کرد، می گوید: ولی محمد گر چه او به مکتب نرفت و خط ننوشت اما به غمزه ی شاعری و به تعبیری نازک تر ساحری مسئله آموز صد مدرس شد.
    به اعتقاد ظاهر سارایی ولی محمد حافظ و حافظه ی سنت دیرپای شعر کردی جنوبی است که نسل به نسل پایدار ماند تا در کلام ولی محمد به نیکوترین شیوه و برازنده ترین گونه خود را بنمایاند.
    به گفته وی، امیدی در اوان نوجوانی با استماع شعر شاعران کلاسیک و متون کهن کردی نظیر شاهنامه‌ی کردی شیرین وفرهاد، بهرام و گل اندام، حماسه‌‌های مذهبی و…در منزل پدری که شعرخوانی در آن جا برگزار می شده ، بر دانش شفاهی خود افزود و استعداد شاعری‌اش را پرورد و لذا می توان اذعان داشت که استاد واقعی امیدی همانا جلوه های طبیعت، اشعار متقدمان و هوش سرشارش بوده است.
    زبان شعری او همان کردی جنوبی است که گاه تداخل گویش شاعر ‌(خزلی‌) و گویش ادبی و کهن کردی ‌(گورانی – هورامی‌) خاصه در ساختار افعال و حروف اضافه در ‌آن دیده می‌‌‌شود. در شعر امیدی پدیده‌‌های طبیعی چون کوه، رود، دشت و درخت جان و حیات دارند و به گفت و گو برمی‌‌خیزند.

    ** شاعران بومی محلی چون ولی محمد امیدی گنیجنه های تکرار نشدنی زبان مادری هستند
    دیگر شاعر نامدار ایلامی و چهره ملی نیز در باره این شاعر اظهار می دارد: ولی محمد امیدی همچون شاعران قدیمی ایران زمین شعر را به صورت شفاهی و فلکلور و بر اساس قریحه ذاتی خود گفته در حالیکه بیشتر شاعران در اشعار خود از اوزان و عروض و قافیه در اشعار خود استفاده می کنند.
    عبدالجبار کاکایی می گوید: رمز ماندگاری اشعار ولی محمد امیدی مردمی و عامیانه بودن اشعار وی است که هنوز می توان به وضوح در اشعار وی اصالت بومی و محلی و زندگی ایلی و عشایری را مشاهده کرد و همین خلوص و سادگی اشعار امیدی را در بین دیگر شاعران شاخص کرده است.
    وی با بیان اینکه در سده های اخیر به ویژه در منطقه کرمانشاه شعر کردی تحت تاثیر شعر فارسی در بین شاعران کمرنگ شد و اشعار به زبان رایج ملی بیشتر شد، معتقد است گویش شعر به گویش های محلی کردی به علت رشد شعر فارسی در منطقه کمرنگ شد.
    کاکایی می افزاید: اما شاعرانی چون غلامرضاخان ارکوازی و در قرن اخیرشاعران محلی سرایی چون ولی محمد امیدی و عباسی آرام به اصالت سرودن شعر به گویش کردی و محلی اهتمام داشتند و شعر به زبان محلی را رنگ و جلایی خاص بخشیدند.
    این شاعر چیره دست ایلامی در ادامه اظهار می دارد که شعر ولی محمد به عنوان یک گنجینه از شعر زبان مادری اثرگذاری و غنای خاصی به ادبیات منطقه کردنشین بخشید هرچند عظمت جایگاه این شاعر برای مسئولان فرهنگی به درستی شناخته نشد و آنگونه که باید و شاید به این شاعر پرداخته نشد.
    وی با بیان خاطره ای از دیدار شمس آل احمد با استاد ولی محمد امیدی بیان می کند در سال های که ولی محمد در تهران ساکن بود شبی با شمس آل احمد به منزل شاعر رفتیم و تا پاسی از بامداد ولی محمد اشعار خود به زبان اصیل کردی را برای شمس بازگو می کرد و نکته قابل ذکر این بود شمس با اینکه از محتوا و مفاهیم شعر به واسطه اینکه به زبان کردی ایلامی بود چیزی نمی فهمید اما به علت غنا و استحکام بالای ابیات شعف و اشتیاقش برای شنیدن اشعار ولی محمد از زبان خود شاعر فراموش نشدنی است.
    وی با انتقاد از مسئولان فرهنگی به علت اینکه شاعران نامدارمحلی چون ولی محمد امیدی را در سطح ملی و حتی بین المللی معرفی نمی کنند، معتقد است ترجمه اشعار این شاعران و انتشار آنها در سطح وسیع ملی می تواند تا حدودی این خلاء گمنامی ادیبان بومی و محلی را جبران کند.
    وی متذکر می شود که در برخی از کشورها از جمله هندوستان آکادمی و انجمن هایی وجود دارد که اشعار شاعران محلی از نقاط مختلف کشور را جمع اوری کرده و به زبان رسمی و فراگیر آن سرزمین ترجمه کرده و در اختیار عموم مردم کشور قرار می دهند تا همگان این هنرمندان بومی از مناطق مختلف سرزمین شان را بشناسند.
    وی در مورد لقب جالب فردوسی ایلام برای ولی محمد امیدی نیز توضیح می دهد با توجه به اینکه بخش عمده ای از اشعار این شاعر را شعرهای حماسی در خصوص دفاع مقدس شامل می شود و شعر معروف حماسه میمک در زمان جنگ تحمیلی در بین اقشار مختلف مردم غوغا کرد به خود اجازه دادم این لقب را که برازنده شاعر حماسه سرای ایلامی بود به وی نسبت دهم.

    ** آیا ولی محمد امیدی نماد شاعران کردی گوی ایلام است؟
    چندی پیش در فضاهای مجازی متنی انتقادی از نویسنده ای به نام عطا منصوری منتشر شد که با دیده تردید به اشعار ولی محمد امیدی نگریسته و اذعان می دارد که این شاعر عمده اشعار خود را از دیگر شاعران کردسخن وامداری کرده و شاکله اشعارش از خود شاعر نیست بلکه از دیگران است و به نوعی شاعر را متهم به سرقت ادبی از دیگر شاعران می کند.
    این نویسنده در ادامه با انتقاد از مسئولان فرهنگی و شهرداری ایلام مبنی بر نصب سردیس این شاعر در یکی از میادین شهر ایلام به عنوان یکی از نمادهای شعر و ادبیات کردی با نکوهش این اقدام معتقد است که نباید ولی محمد را نماد ادبیات عامیانه استان ایلام معرفی کرد.
    انتشار این مطالب در فضای مجازی موجی از اعتراض و نارضایتی های اهل ادب و هنر را در پی داشت و شاعران و نویسندگان شاخص و شناسنامه دار استان ایلام با نگارش مقاله و یادداشت های متعدد این نویسنده را به باد انتقاد گرفته و در حمایت از ولی محمد امیدی مطالبی را نگاشته و منتشر کردند.
    اشعار ولی محمد امیدی در قالب مناجات نامه، عاشقانه، اجتماعی و حماسی سروده شده و در قالب دیوان به زیور چاپ آراسته شده است.
    ولی محمد امیدی شاعرحماسه سرامشهوربه فردوسی ایلام در سال ۱۳۰۱ هـ . ش در دهستان کارَزان از توابع شهرستان سیروان استان ایلام، چشم به جهان گشود و در یازدهم دی ماه ۱۳۸۶ جان به جان آفرین تسلیم گفت و در میان حسرت و دریغ مردم قدر شناس ایلام و اهالی ادب و هنر استان در قطعه هنرمندان آرامستان ایلام به خاک سپرده شد.
    تلمیحات مکرر ایشان به ‌آیات و احادیث‌، اشارات صریح به اساطیر و پیامبران و امامان و آگاهی از رخدادهای گوناگون تاریخی، حکایت از اشراف نسبی شاعر به معلومات مورد انتظار زمان خود دارد.
    ولی محمد ، در دوران دفاع ملت ایران از سرزمین خود در برابر بیگانگان متجاوز، همراه با حضور غیور مردان استان ایلام ،با قرائت اشعارش در تقویت و تهییج روحیه‌‌ ملی و سلحشوری نقش به سزایی ایفا کرد.
    وی در میان زندگی بی‌‌آلایش ایلاتی و کوچ نشینی نشو و نما یافت و همین شیوه‌‌ زیست ، بیشترین تأثیر را در شعر او بر جای نهاد و در شعر امیدی پدیده‌‌های طبیعی چون کوه، رود، دشت و درخت جان و حیات دارند و به گفت و گو برمی‌‌خیزند.
    زبان شعری او همان کردی جنوبی است که گاه تداخل گویش شاعر ‘ خزلی‌’ و گویش ادبی و کهن کردی ‌’ گورانی – هورامی‌: خاصه در ساختار افعال و حروف اضافه در ‌آن دیده می‌‌‌شود.
    اردیبهشت ماه ۹۲ همایشی به مناسبت گرامیداشت مقام این شاعر بزرگ ایلامی به همت نهادهای فرهنگی با نام ‘ گول زخمه لاله ‘ برگزار شد و سردیس و سند سجلی وی در این همایش رونمایی شد.
    هم اکنون سردیس ولی محمدامیدی در ابتدای بلوار فاتحان میمک به یاد رشادت رزمندگان ایل خزل و فاتحان عملیات بازپس گیری میمک و شاعر شعر حماسی فتح میمک نصب شده است./ایرنا

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *