جمعه / ۲۵ اردیبهشت / ۱۴۰۵
×

ندای زاگرس – به بهانه‌ی بیست‌وپنجم اردیبهشت، روز گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

به نام ایران، به یاد فردوسی، به افتخار جوانان دلاور این خاک  ✍زهرا قاسمیان

فردوسی را همه‌ی ما ایرانیان می‌شناسیم؛ با شاهنامه‌ی جاودانه‌اش، با رستم و سهراب و سیا‌وش، با پهلوانان و تهمتن‌هایی که ایرانی بودند و در ذهن ما چون افسانه‌هایی دل‌انگیز نقش بسته‌اند.

دلیری‌های آنان را چنان بزرگ و والا دیده‌ایم که گاه با خود اندیشیده‌ایم این شاعر خردمند و وطن‌دوست، چگونه با طبع لطیف خویش چنین حماسه‌هایی آفریده است؛ آمیخته با افسانه و سرشار از عشق به ایران

از کودکی، در کتاب‌های درسی با نام فردوسی و شعرهای ماندگارش آشنا شدیم؛ شعرهایی که ملکه‌ی ذهنمان شدند، با همه‌ی این افتخار، گاهی پهلوانان شاهنامه را دور از واقعیت پنداشتیم و کارهایشان را افسانه دانستیم.

اما حماسه‌ی فردوسی در اوراق کهن شاهنامه به پایان نرسید، ایران ما در فراز و فرود تاریخ پرشکوهش، بارها در برابر تهاجم بربران و بیگانگان ایستاد و پهلوانانش در میدان‌های واقعی تاریخ درخشیدند، هرچند ما قصه‌ی آنان را در کتاب‌ها خوانده و به چشم ندیده بودیم

تا آن‌که در روزهایی از سال ۴۰۵ دوباره تاریخ برخاست.

ایران، همچون روزگاران کهن، با تهاجم قبیله‌ای دیگر روبه‌رو شد؛ تهاجمی با چهره‌ای نو، اما با ماهیتی آشنا، آمیخته به نیرنگ‌هایی همانند نیرنگ تورانیان زمان رستم

این‌بار ما خود در دل حماسه بودیم، ققنوس ایران را دیدیم که از خاکستر برمی‌خاست، بانگش تا آسمان می‌رفت و بال‌هایش را به قدرت بر هم می‌زد، چه بال زدنی!

تهمتن‌ها برخاستند، همراه ققنوس وطن، و چنان رشادتی و دلاوری از خود نشان دادند که چشم جهانیان را خیره ساخت، همه مبهوت ایران و تهمتن‌هایش شدند، و هنوز هم هستند.

ما آنچه روزی در قلم اسطوره‌ای فردوسی خوانده بودیم، این‌بار با چشم خود دیدیم.

شاهنامه افسانه نبود، واقعیت بود، حقیقتی جاودانه که هنوز زنده است.

اکنون صفحات تازه‌ی شاهنامه در حال نگارش است؛ با پهلوانانی از تبار رستم، با مردمانی که ایمان آورده‌اند به واقعیت افسانه‌های فردوسی.

اگر فردوسی در زمان ما می‌زیست، چه حماسه‌هایی که از دلاوری فرزندان رستم نمی‌سرود!

ما بیش از پیش به تاریخ خود مفتخریم؛ گویی روح بلند فردوسی در آسمان ایران با لبخندی از غرور و تحسین، نظاره‌گر رستم‌های تازه‌ی شاهنامه است، و برای سرداران و سربازان گمنامی که جان خویش در راه این خاک فدا کردند، حماسه می‌سراید.

میراث جاویدان او این‌گونه ادامه می‌یابد؛

که به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.

یاد و نام فردوسی بزرگ گرامی باد،

و روح همه‌ی تهمتن‌های گذشته و کنونی ایران زمین شاد

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *