ندای زاگرس – استفاده از کلمات کنایه ای و طنزآمیز برای افرادی که کَودنانه در پی نشان دادن بی مغزی خود هستند، در ذهن عوام بیشترین تأثیرگذاری و تخریب ساختار شخصیت را به دنبال دارد.
یکی از این کلمات رایج، کلمه ی «سُس» است که در زبان کوچهبازاری، به افرادی اتلاق می شود که ظاهر و ادعا زیاد دارند، اما کارایی، تأثیر یا مهارت خاصی ندارند و همین باعث می شود دستمایه ی تحقیر و تمسخر قرار بگیرند.
برخی افراد که چنین مشخصات سنگینی را همانند خرس با خود یدک می کشند، بیشتر حالت «تزئینی» هستند تا «کاربردی» و دقیقاً مثل سس عمل می کند که حضورش کنار غذا جلب توجه میکند، ولی نقش اصلی را ندارد.
به بیان دیگر، وقتی میگویند «فلانی سُسه»، یعنی در ظاهر خودش را زیاد میگیرد، ولی خروجی و فایده چندانی ندارد.
سُس کسی است که خیلی اهل نمایش، تعریف و تمجیدِ خودش است، ولی وقتی لازم میشود کاری انجام دهد، دستش خالی است.
یکی از این «سس»های معروف، رضا پهلوی، پسرشاه مخلوع ایران است که با داعیه ی حکومت، خود را عروسک خیمه شب بازی آمریکا و رژیم صهیونسیتی کرده، اما در عمل، با پشت کردن به وطن و مردم در جریان حملات متخاصمان، بی هیچ جایگاهی، مضحکه ی خاص و عام در فضای مجازی شده است.
در اتفاقی که اخیرا در آلمان برایش پیش آمد و با «سس قرمز» از او استقبال کردند، اکنون بیش از پیش پایه های تزلزلش بیرون زده است.
رضا پهلوی در سفر به آلمان موفق به دیدار با هیچ مقام ارشد دولت آلمان، از جمله صدراعظم نشد و نشست خبریاش نیز به تمسخر رسانههای آلمانی انجامید.
هرچند رسانههای فارسیزبان خارج از کشور برای کاهش بار تحقیرآمیز حادثه، از عبارت «مایع قرمزرنگ» بهجای «سس قرمز» استفاده کردهاند، اما این سانسور نتوانست مانع از تبدیل واقعه به نماد جدیدی از تمسخر پهلوی در فضای مجازی شود.
پهلوی که برای طرفدارانش به عنوان آقای به اصطلاح متخصص، البته در ساده لوحی! شناخته می شود، بعد از این اتفاق در عمل به چهرهای کماهمیت و مضحک بدل شده و لقب «شاه سُس» برای او در حافظه ی رسانهای و اجتماعی ایرانیان ثبت شده است.
دیدگاهتان را بنویسید