ندای زاگرس – حاکمان بیخرد آمریکا و در راس آنها دونالد ترامپ؛ رئیس جمهور فعلی آن همواره سوار بر استراتژیهای منسوخ و بیاثر خویش در حال خیال پردازی و موج سواری هستند اما غافل از آنکه دنیای امروز دیگر مجال سلطه گری و چپاول را از آنها سلب کرده است.
هر کجا که جای پای حضور آمریکا نمایان می شود نه تنها ملت ها به شدت به آنها به مخالفت برمیخیزند بلکه دولت ها نیز در راستای حفظ منافع خویش و کسب رضایت و خواست ملت های خود به راحتی پاسخ منفی می دهند و با سیاستهای مخرب و سلطه جویانه آمریکا به مقابله میپردازند.
سفر اخیر ترامپ به چین و زوایای پیدا و پنهان این سفر حکایت از یک شکست بزرگ و بیسابقه در راستای راهبردهای فشار حداکثری آمریکا علیه ایران دارد.
از آنجا که ترامپ با فرض سلطه بر انرژی جهان از طرق مختلف به ویژه جنگ نظامی با ایران و مهار صنعت نیمه رسانای چین پا به این کشور گذاشت اما شواهد و قرائن نشان داد که هیچ کدام از اهداف مورد نظر محقق نشد.
این درحالی است که علاوه بر افول و تحقیر آمریکا، اعترافات ترامپ نیز بیانگر این شکست بزرگ را در پی داشت از طرفی شکستهای پی در پی آمریکا در کنترل نفت ایران معادله انرژی را به ضرر واشنگتن در شرق آسیا تغییر داد و تضمین چین به تداوم خرید نفت ایران یک سرخوردگی و بی اعتباری بزرگ دیگر را برای ترامپ به همراه داشت.
اما مهمتر از همه آن چه که گفته شد شکست آمریکا در جنگ نظامی علیه ایران است که این امر به شدت موضع آمریکا را در برابر چین تضعیف نمود و به وضوح در سفر ترامپ به این کشور خودنمایی کرد، موارد دیگری از جمله مصرف بی سابقه مهمات راهبردی آمریکا در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر با ایران آسیبپذیری پدافندی و دریایی آمریکا ها را به چینیها نشان داد و اکنون چین بهرهمندی از تاکتیک های کم هزینه همانند توان مقابله با آمریکا را کم بهاتر از گذشته ارزیابی می کند.
در نتیجه باید گفت سفر ترامپ به چین نه تنها پیامی از قدرت در بر نداشت بلکه پایان هژمونی واقعی آمریکا را به جهان نشان داد.
دیدگاهتان را بنویسید