شنبه / ۱۹ اردیبهشت / ۱۴۰۵
×

وقتی در کنار مردان خدا قرار می گیریدفارغ از هر تفکری، گویی همنشین آرامش خدایی ۲۳ مهر با حجت‌الاسلام کریمی تبار نماینده ولی فقیه و امام جمعه ایلام دیداری داشتیم نماینده ولی فقیه که باشید مگر می شود بی خیال گفته ها و شنیده ها شد مگر می شود دغدغه مند نباشید مگر می شود […]

دیداری لبریز از دغدغه با چاشنی مهربانی    ✍️ علیرضا معراجی
وقتی در کنار مردان خدا قرار می گیریدفارغ از هر تفکری، گویی همنشین آرامش خدایی
۲۳ مهر با حجت‌الاسلام کریمی تبار نماینده ولی فقیه و امام جمعه ایلام دیداری داشتیم
نماینده ولی فقیه که باشید مگر می شود بی خیال گفته ها و شنیده ها شد
مگر می شود دغدغه مند نباشید
مگر می شود در راستای شفافیت از صاحب مسندان سوال نپرسی و پی گیری ننمایی؟
کوتاه نظر فارغ از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازه ی هر کس نبریدند
آری
پس از سخنان شفاف یوسف شریفی مدیر عامل پتروشیمی ایلام که در کمال سادگی و صداقت به قول خودش ترکی ترکی، و به قول ما لری، بی شیله و پیله تقدیم گردید
لبخندهایی که نشان هایی گویا از رضایت مندی بود بر پهنای صورت آرام دکتر کریمی تبار جا خوش کرد
که سخن چون از دل برآید
لاجرم بر دل نشیند
لیکن
نماینده ولی فقیه همچون لبریز از سوال و در نگاهی فلسفی اش در پی یافتن حقیقتی منطقی بود
از او سوال و از یوسف شریفی جواب
آرام و مهربان
منطقی و متین
جلسه ای فنی از جنس شعر و شعور
از واسطه ی فروش محصولات
تا علت زیاندهی و دغدغه هایی از جنس سلامت
دکتر کریمی تبار گاهی هم  در میان سخنان مهندس شریفی به خط ترکی می زد و مدیر عامل پتروشیمی ایلام را شوق شنیدن که در تبریز است یا ایلام
هر چند ایلامی بودن مردی از جنس مهندسی مکانیک بواسطه حضور چندین ساله اش در سرزمین زاگرس بر تبریزی بودنش می چربد …
در پایان نماینده ی مقام معظم رهبری در استان به نوعی از صداقت یوسف شریفی خوشنود بود
قول همکاری داد
قول حمایت داد
و فی المجلس هم پیگیری متریال گیرکرده در گمرک شد
و شریفی هم قول کار و تولید در سال تولید را عنوان کرد و…
امروز آنچه رسانه ای شد حق بود
و دغدغه بود و پی گیری
اینها بود اما همه ی اینها نبود
افسوس امروز این مهربانی ها، لبخندها، توصیه های یک مقام معنوی و پای کار بودن یک تکنوکرات و نگاههای پدرانه تیتر نشد
افسوس این مراد و مرشدی به تصویر کشید نشد
افسوس که همچنان خبرهای منفی خبری ترند
آه و افسوس که همچنان تیرِ تیترهای منفی به هدف می خورد و حقیقت در ازدحام واژه‌ ها بوسیله تیترهای سمی تیر باران می شوند
به قول شاعر
من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی کند
نه ابرو در هم می کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایه بان دیگران است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *