ندای زاگرس – تهران- رهبر شهید انقلاب از کتاب «همپای صاعقه» به عنوان یک منبع بسیار غنی و ارزشمند یاد کردند که میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه از آن استخراج کرد؛ مانند مصاحبه بهیادماندنی سردار جاویدالاثر احمد متوسلیان که قبل از مرحله پایانی عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر در این کتاب آمده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا فردا سوم خرداد، مصادف است با سالروز آخرین مرحله از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر؛ عملیاتی که ضربه اساسی و تعیین کنندهای را در طول دفاع مقدس بر پیکر دشمن بعثی وارد ساخت و تمامی معادلات و باورهایی را که در مورد توانایی و قابلیتهای نظامی جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، تغییر داد؛ بهگونهای که بسیاری از کارشناسان نظامی و تحلیلگران رسانههای خارجی در برابر سرعت عمل و ویژگیهای عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
کتاب همپای صاعقه نوشته حسین بهزاد و گلعلی بابایی، کارنامهای تاریخی و مستند از شکلگیری لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) است که روایتی از یک مقطع زمانی ۶ ماهه از جنگ تحمیلی (از ابتدای دی ماه ۱۳۶۰ تا اواخر تیر سال ۱۳۶۱) را بازگو میکند. البته موضوع اصلی این کتاب شرح مستند مراحل آغازین تاسیس تیپ نظامی محمد رسول الله(ص) است ولی علاوه بر تبیین نقش این تیپ در دو عملیات بزرگ فتحالمبین و بیتالمقدس، گوشههایی از سبک زندگی و ایثارگریهای برخی از فرماندهان و شهدای دفاع مقدس همچون محمد بروجردی، غلامحسین افشردی (حسن باقری)، احمد متوسلیان، محمدابراهیم همت، محمود شهبازی، رضا چراغی، محسن وزوایی، حسین قجهای و علی صیاد شیرازی به تصویر کشیده شده است.
این کتاب که برگزیده ششمین جشنواره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس در رشته پژوهش است، از نگاه رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنهای به دور نماند و ضمن تقریظی این کتاب را یک منبع بسیار غنی و ارزشمند برشمرده و صفحه به صفحه و سطر به سطر این کتاب ۹۱۲ صفحه ای را که به همت انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده، مطالعه کرده و نیوشیدند.
رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۸۶ در وصف کتاب همپای صاعقه نوشتند: این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبتشده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرتانگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتحالمبین و بیتالمقدس پدید آمده و برترینهای هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه نمایشگاه بینظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.
این مردان بزرگی که نام آنها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما میگذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلاماللهعلیه آنها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد. در روز و شبهایی از آبان و آذر ۸۶ صفحه به صفحه و سطربه سطر مطالعه و نیوشیده شد.
همپای صاعقه با انبوهی از اسناد و مدارک
به مناسبت سالروز فتح خرمشهر و عملیات به یادماندنی بیت المقدس بخش هایی از این کتاب را در سه قسمت مرور می کنیم؛ بخشی از مکالمات فرماندهان در پشت بیسیمها، سخنرانی متوسلیان قبل از آزادسازی خرمشهر و اعتراف برخی از فرماندهان عراقی از عظمت عملیات غرورآفرینی که منجر به آزادسازی خرمشهر شد.
بر آن شدیم تا گوشه کوچکی از حوادث دوران دفاع مقدس ملت ایران را که در برگیرنده تاریخچه لشکر ۲۷ مکانیزه محمد رسول الله(ص) است، به رشته ی تحریر درآوریم. جلد یکم مجموعه «حماسه ۲۷» که اینک با عنوان «همپای صاعقه» در قاب نگاهتان قرار دارد، مشتمل است بر:
۱- نگاهی گذرا به حوادث و اتفاقات کشور در یک ساله اول جنگ
۲- تغییر استراتژی دفاعی قوای انقلاب و اتخاذ تاکتیکها و تجدید سازمان رزم مدافعان میهن اسلامی در پایان سال نخست جنگ
۳- عملیات کوهستانی محمد رسول الله(ص)
۴- چگونگی تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) در بهمن ۱۳۶۰
۵- بازنگری تفصیلی عملکرد تیپ ۲۷ از بدو تاسیس، شرکت در نبرد بزرگ فتح مبین و پیکار پیروزمند الی بیت المقدس تا اعزام قوای محمد رسول الله(ص) به سوریه و بازگشت آن به تهران در تابستان سال ۱۳۶۱.
در راه تحقق این مهم و دسترسی به روایات موثق و اطلاعات صحیح، ما ابتدا دست نیاز و مددخواهی به سوی یادگاران ارجمند روزهای جنگ و همه بزرگوارانی که طی آن دوران افتخار عضویت در مجموعه لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) را داشتهاند، دراز کردیم. از آنان خواستیم تا برایمان از روزها و شبهای شیرین بهمن ۱۳۶۰، مقطعی که شجره طیبه تیپ ۲۷ به بار نشست، حکایت کنند؛ از حماسههای ناگفته این تیپ در نبردهای فتح مبین و بیت المقدس و… (۲۳ و ۲۴)
اسناد و مدارک مستند نگارش این اثر مشتمل است بر:
– هزاران برگ مصاحبه پیاده شده از نوارهای آرشیو ثبت وقایع دفاع مقدس؛ شامل گفتوگو با فرماندهان، مسئولان ردههای ستادی، فرماندهان گردانها و رزمندگان لشکر ۲۷ مکانیزه محمد رسول الله(ص).
– گردآوری، دستهبندی، استماع، پیاده نمودن و فیشبرداری بیش از سه هزار و ۸۰۰ دقیقه نوار صوتی، شامل مکالمات بیسیم مرکز پیام تیپ ۲۷، گردانها و واحدهای تابع آن و نیز مکالمات ردههای مافوق تیپ، اعم از قرارگاه عملیاتی نصر و قرارگاه مرکزی کربلا با فرماندهان تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) طی چهار مرحله عملیات فتح مبین و چهار مرحله نبرد الی بیت المقدس.
– گردآوری، دستهبندی، گزینش، استماع، پیادهنمودن و فیشبرداری از قریب به هزار و ۵۰۰ دقیقه نوار کاست صوتی، حامل مذاکرات و جلسات توجیهی ردههای فرماندهی ستاد و گردانهای تیپ ۲۷ در دو نبرد مذکور.
– گردآوری، دستهبندی و کپیبرداری حجم انبوهی از اسناد و مدارک، نقشهها و کالکهای عملیاتی، احکام ماموریت، مکاتبات درونیگانی و رونوشت نوشتههای ارسالی به ردههای مافوق، وصیتنامههای کادرها و رزمآوران مربوط به مراحل مختلف تاریخ لشکر ۲۷ از بهمن سال ۶۰ تا آغاز تابستان ۱۳۶۱. (۲۶ و ۲۷)
نمونهای از امداد الهی در عملیات بیت المقدس
… ما کماکان به سمت خاکریز اصلی دشمن که همان دژ عظیم موسوم به خاکریز بارلویی بر روی جاده آسفالت اهواز- خرمشهر بود، پیش میرفتیم. در جریان پیشروی ستونهای پنج گردان تیپ ۲۷ در آن شب روشن و مهتابی، واقعه عجیبی رخ داد که همه برادرها را دچار حیرت و اعجاب کرد؛ طوری که خبر آن را دهان به دهان به یکدیگر اطلاع میدادند. مجمل قضیه از این قرار بود که هرگاه به یکی از آن خاکریزهای سراسری دشمن نزدیک میشدیم، آسمان مهتابی دفعتا ظلمانی و مات میشد.
حین عبور از اولین خاکریز، ما چندان توجهی به این مساله نداشتیم. چرا که برادرها عمدتا دلنگران عبور بی سر و صدا از خاکریز بودند ولی در جریان عبور از دومین خاکریز سراسری عراقیها، وقتی مجددا منطقه در هالهای از ظلمت مطلق غرق شد، همه بیاختیار سر بلند کردند و برای یافتن علت به آسمان چشم دوختند. تازه در آن وقت بود که همه فهمیدیم قضیه از چه قرار است! یک پاره ابر نه چندان بزرگ در پهنه صاف و یکدست بیابر آسمان دیده میشد که هرگاه به یکی از خاکریزهای دشمن نزدیک میشدیم، به آرامی ماه را میپوشاند و آنقدر بر جای میماند تا آخرین نفر نیروها از آن خاکریز عبور کند. بعد دوباره ماه پدیدار میشد و نیروهای ما مسافت زیادی را طی میکردند تا به خاکریز بعدی دشمن برسیم. با رسیدن به خاکریز بعدی، این واقعه خارقالعاده و حیرتانگیز دوباره تکرار میشد.
از فرط هیجان ناشی از مشاهده مستقیم نزول امداد الهی، بیاختیار لرزهای سخت سراسر وجودم را فرا گرفت. اکثر برادرها، مبهوت و خاموش همان طور که در حال پیشروی بودند، به آسمان چشم دوخته، به پهنای صورت اشک میریختند. همین الان هم که بعد از آن همه سال دارم این ماجرا را برای شما بازگو میکنم، خدا گواه است از به خاطر آوردن وقایع آن شب سراسر شگفتی، موی بر تنم راست شده است. القصه، ساعت از ۱۱ شب هم گذشته بود که به فاصله دو-سه کیلومتری خاکریز اصلی، روی دژ رسیده بودیم.(۴۹۶ و ۴۹۷)
جگر صدام!
همت به حسین همدانی -جانشین محور عملیاتی سلمان- اعلام می دارد که آماده مقابله با پاتک سنگین دشمن باشند. همدانی نیز در پاسخ میگوید «آن بار که آمدند، چند تا را زدیم که الان دارند جلوی ما می سوزند.» همت در جواب می گوید «این جگر صدام است که دارد می سوزد. به بچهها بگویید آماده باشند که دشمن تا یک ساعت دیگر بدون شک یک حرکت چندشآوری خواهد کرد. حواس بچهها جمع باشد.» مشابه همین تماس، با حسین خالقی، مسئول محور عملیاتی محرم نیز برقرار می شود:
همت: خالقی، خالقی، همت!
خالقی: همت جان، خالقی هستم، به گوشم.
همت: از قرار معلوم دشمن قصد دارد حرکت سنگین دیگری را شروع کند. شما آمادگی داشته باشید تا انشاءالله جواب خوبی به آنها بدهید.
خالقی: ما آماده هستیم تا پذیرایی خوبی از آنها بکنیم. شما مطمئن باشید که هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. هر چند خرچنگ (تانک)های خودی که قرار بود، سمت چپ ما را بپوشانند، متاسفانه تمرد کردند و رفتند و الان حدود ۱۴ کیلومتر بین ما و آن بچههای پایین یعنی نصر سه خالی است. به حول و قوه الهی دمار از روزگار دشمن در میآوریم. (صفحه ۵۴۴ و ۵۴۵)
مصاحبه بامزه متوسلیان با صدا و سیمای خراسان
بعد از ظهر شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۱، اکیپ خبری اعزامی از صدا و سیمای مرکز استان خراسان در محل استقرار یگان ذوالفقار تیپ ۲۷ با احمد متوسلیان مصاحبهای جالب داشت که مشروح آن از قرار ذیل است:
گزارشگر: برادر حاج احمد سلام علیکم. متوسلیان: علیکم السلام
گزارشگر: اگر اجازه بفرمایید، در خدمتتان مایلیم مصاحبهای داشته باشیم.
متوسلیان: حالا باز برادرهای دیگر هم هستند.
گزارشگر: با سایر برادرها مفصلا مصاحبه گرفتیم. حالا اگر اجازه بدهید در خدمت شما باشیم و برای ما درباره نقش برادرهای این تیپ در عملیات صحبت کنید.
متوسلیان: عرض کنم که برادر (علیرضا) ناهیدی اینجا هست و ایشان مسئول توپخانه این تیپ است.
گزارشگر: با ایشان صحبت کردیم و قرار شد اول با شما مصاحبه بگیریم. متوسلیان: ولی من ترجیح میدهم که با برادرها صحبت کنید تا با من.
گزارشگر: با برادرها هم به جای خود. حالا در خدمت شما هستیم.
متوسلیان: خواهش می کنم. در خدمتتان هستم.
گزارشگر: بینندگان ارجمند! در منطقه عملیاتی حمله الی بیت المقدس هستیم و در کنار برادرمان فرمانده تیپ محمد رسول الله(ص). برادر شما بفرمایید که نقش برادران پاسدار ما در این حمله پیروزمندانه به چه شکل بود و کلا رمز موفقیتهایی که تا به حال کسب کرده اند.
متوسلیان: بسم الله الرحمن الرحیم. اول از همه تقدیرمان را از ملت بزرگوارمان اعلام می کنم و توفیق همگی را در راه نصرت به اسلام و مسلمین، از درگاه خداوند بزرگ خواستارم. در مورد این عملیات که به یاری خدا انجام شد، روال مطلب به این ترتیب بود که ما تصمیم گرفتیم کاری انجام بدهیم و مساله جنگ را انشاءالله یکسره بکنیم. در این رابطه تصمیم گرفته شد که دست به اجرای عملیاتهای بزرگ زده شود و ما تجربه کردیم که در عملیاتهای بزرگ، موفق و پیروز بودیم -همیشه- چه در بستان، چه در آبادان، چه در فتح و چه در این عملیات که موفقیت چشمگیری به دست آمده.
در رابطه با این عملیات، منطقه ای که در نظر گرفته شده بود، منطقه خیلی وسیع و بزرگی است و حتی از منطقه عملیات فتح هم بزرگتر بوده و به یاری خدا تصمیم بر این است که روند عملیات ادامه داشته باشد و به خواست خدا این حمله قطع نخواهد شد. همان طور که شما گفتید در این عملیات تیپ محمد رسول الله(ص) شرکت داشته و بحمدالله این منطقه را که ملاحظه میکنید از تصرف دشمن خارج شده و جاده آسفالت اهواز-خرمشهر که پیشتر دسترسی به آن برای ما به یک رویا تبدیل شده بود، تصرف شده. الان دشمن فقط روی خط مرز و آن طرف خط مرز است که میتواند مقاومتی داشته باشد و این مقاومت هم انشاءالله که در هم شکسته خواهد شد.
گزارشگر: موقعیت پادگان حمید را در امروز که روز دوم حمله است، تشریح بفرمایید.
متوسلیان: موقعیت پادگان حمید… روی آن هم عمل شده؛ منتها اطلاع دقیقی ندارم که به چه نتیجهای رسیده ولی قدر مسلم این است که عمل بر روی آنجا هم ادامه خواهد داشت و انشاءلله هرچه زودتر تمام بشود.
رزمندگان یگان ذوالفقار در این لحظه همگی با فریاد پرشور تکبیر، از بیانات فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) استقبال میکنند.
احمد حمزهای از کادرهای یگان ذوالفقار از حال و هوای متوسلیان در اثناء این مصاحبه می گوید:
… آن روز سرتاپای حاج احمد غرق گرد و غبار بود. به علت غبار شدید و آفتاب تند منطقه غرب کارون یک عینک طلقی تیره به چشمش زده بود. سوار یک جیپ شهباز، آمد سری بزند به مواضع بچههای ما و حالی از برادرانمان علیرضا ناهیدی بپرسد. در همین وقت دیدیم یک گروه فیلمبردار خبری به موضع ما آمدهاند. انگار از قبل حاجی را نشان کرده بودند. چون دیدیم یکراست سراغ او رفتند. گفتند از صدا و سیمای مشهد آمدهایم، میخواهیم با شما مصاحبه کنیم. حاج احمد هر کاری کرد دید نمی تواند از دست این اکیپ خبری فرار کند. به ناچار تسلیم شد.
برای ما که می دانستیم حاجی اصلا به دوربین و مصاحبههای تلویزیونی عادت ندارد، دیدن اینکه چطور این بچههای تلویزیون مشهد توانستهاند او را به دام بیاندازند، خیلی بامزه بود. حاج احمد خیلی مختصر درباره وضعیت عملیات، جلوی دوربین توضیح داد. گزارشگر تلویزیون هم بیخبر از عوالم حاجی، پشت سر هم از او سوال میکرد. حتی درباره وضع پادگان حمید که اصلا در حوزه ماموریت قرارگاه قدس بود و ربطی به حوزه عمل تیپ ما نداشت. حاج احمد بدجوری معذب شده بود. این علی ناهیدی هم که دیگر نگو و نپرس! داشت کیف میکرد که این برادرها چه راحت به حاجی کمین زدهاند.
خلاصه حاج احمد که دید آقای خبرنگار دستبردار نیست، طاقتش طاق شد. وسط مصاحبه که بچهها به تائید حرفهای او یکصدا تکبیر گفتند، از جلوی دوربین رفت کنار و در حالی که برادر ناهیدی و سایر بچهها را به خبرنگار نشان میداد، گفت «بروید با این بسیجیها صحبت کنید. اینها بودند که عملیات کردند. ما کارهای نیستیم.» بعد هم سریع سوار آن جیپ شهباز بدون کروک شد و رفت دنبال ادامه سرکشی به مواضع گردانها. (۵۵۷ تا ۵۵۹)
دیدگاهتان را بنویسید