مارش مقاومت را نواختهاند. نعرهی شیپورجنگی، کوهستان را در نوردیده و شعله پوشان مرزدار در دفاع ازمیهن، پیش فنگ، حماسی و نستوه نظر به راست کردهاند. همه در پدافندی مصمم و استوار، جیشالعدل را با شولای شوم سیاهشان به پیش خواندهاند. آنان بارها، جنود شیطان را مجبور به پامرغی کردهاند، چرا که مزدوران […]
مارش مقاومت را نواختهاند. نعرهی شیپورجنگی، کوهستان را در نوردیده و شعله پوشان مرزدار در دفاع ازمیهن، پیش فنگ، حماسی و نستوه نظر به راست کردهاند. همه در پدافندی مصمم و استوار، جیشالعدل را با شولای شوم سیاهشان به پیش خواندهاند. آنان بارها، جنود شیطان را مجبور به پامرغی کردهاند، چرا که مزدوران در نقطهی صفر مرزی، ریگی به کفش دارند.
سوراخ پوتینها را جا انداختهاند تا در رزم شبانه، آهسته و پاشتری از سیمهای خاردار بگذرند، تا اهریمنان را از حفرههای روباه بیرون بکشند. دوش فنگ ودست فنگ، از خط آتش مزدوران گذشتهاند، رعدآسا، خشم آهنگشان را برچهرهی پلید حرامیها نواختهاند، تا نشان شجاعت ایران زمین باشند تا چکامهی چریکهای چابکسوار را سروده باشند تا شامگاه شوم راهزنان را ترسیم کنند تا برخوان عرصهی حماسه شان، خوشههای امیری و دلاوری روییده باشد، تا سربازان سربدار سراوان، اعزامی جمعی شهادت باشند.
دیدگاهتان را بنویسید