ندای زاگرس – تهران- درست مانند ۸ سالِ قبل، این بار و مقابل بلژیک هم بیرانوند ناجی تیم ملی بود. با دستانی جادویی که تمام توپها را مهار کرد. به طرز شگفتانگیز و خارقالعادهای، به ستاره زمین بدل شد و انبوهی از بازیکنان نامدار حریف را ناکام گذاشت.
به گزارش روز دوشنبه ایرنا، قبل از بازی با بلژیک، تصورِ اکثریت جامعه فوتبال بر این بود که شکستی پُرگل را متحمل میشویم و با یأس و نا امیدی کامل بازی سوم برابر مصر را برگزار میکنیم. این اتفاق البته که رخ نداد و یکی از عواملش هم علیرضا بیرانوند بود. دروازهبانی که انگار زاده شده برای روزهای سخت، برای لحظاتی که قرار است لشکر تکنفره باشد. اینکه بجنگد و پیروز شود.
۸ سال قبل، وقتی در جام جهانی ۲۰۱۸ مقابل پرتغال بازی کردیم، یک بیرانوند بود و یکی دو جین ستاره پرتغالی و در رأس آنها کریستیانو رونالدو. با پیشزمینهای که بلافاصله بعد از قرعهکشی مسابقات ساخته شد: «چطوری کریس؟» انگار که خواست خدا بود پرتغال در آن بازی صاحب یک پنالتی شود و بیرانوند، تک و تنها مقابل مهمترین ستارهی دنیای فوتبال بایستد. بیاختیار یادِ همان جمله افتادیم؛ جملهای که دیگر فقط یک کری ساده نبود، به واقعیت تبدیل شد و بیرانوند با واکنشی استثنایی ضربه رونالدو را مهار کرد. او حالا میتوانست بارها آن جمله را به زبان بیاورد.
در تمام اینسالها، یک بیرانوند بوده و یک دروازه تیم ملی. اغلب رقبا، بیشتر روی نیمکت نشستهاند تا اینکه وارد زمین شوند. او مانده و یک قفس توری که وظیفه حراست از آن را سالهاست بر عهده گرفته و البته عملکرد درخشانی از خود به نمایش گذاشته است.
درست مانند ۸ سالِ قبل، این بار و مقابل بلژیک هم بیرانوند ناجی تیم ملی بود. با دستانی جادویی که تمام توپها را مهار کرد. به طرز شگفتانگیز و خارقالعادهای، بیرانوند به ستاره زمین بدل شد و انبوهی از بازیکنان نامدار حریف را ناکام گذاشت. درخشش بیرانوند به حدی بود که کوین دیبروینه هم به تمجید از او پرداخت.
ستاره تیم ملی بلژیک و باشگاه ناپولی ایتالیا درباره بیرانوند گفت: «در طول بازی مدام فکر میکردیم که گل زدهایم، اما هر بار دروازهبان ایران توپهایمان را میگرفت. از او پرسیدم در کدام تیم بازی میکنی؟ که در جواب گفت تراکتور. ابتدا فکر کردم شوخی میکند. به او گفتم یعنی با تراکتور به اینجا آمدهای که گفت نه، نام تیم ایرانی من تراکتور است. در هر حال با هر چیزی که آمده باشد و در هر تیمی که بازی کند، روز فوقالعادهای را پشت سر گذاشت و از عوامل تساوی ایران بود.»
لحظهی کلیدی بازی ایران-بلژیک، زمانی بود که بیرانوند در شش قدم، شوت محکم بازیکن حریف را مهار کرد. دستانی که روزی کف و آبِ کارواش را لمس میکردند، حالا برابر ستارههای میلیون دلاری فوتبال جهان قد علم کردند. دستانی که در شبی سخت و نفسگیر و در ورزشگاه سوفای لسآنجلس، مقابل هجوم بلژیک ایستادند و اجازه ندادند پرچم ایران بر زمین بیفتد.
نمیخواهیم ماجرا را خیلی حماسی کنیم، اما بد هم نیست برگردیم به سدهها قبل و قیاسی جذاب انجام بدهیم. اگر آریوبرزن – سرداری با اصالت لُر- روزی در تنگههای پارس راه اسکندر مقدونی را بست، بیرانوند هم درون دروازه، مسیر مهاجمان بلژیک را برای رسیدن به دروازه ایران مسدود کرد. یکی با شمشیر و ۵ هزار سرباز جنگید و دیگری با دستکش و به تنهایی. هر دو اما یک هدف داشتند؛ ایستادن تا آخرین نفس و تا سر حد انرژی.
مقابل بلژیک، بیرانوند فقط یک دروازهبان نبود؛ آخرین امید ایران بود. مردی که نشان داد برای روزهای بزرگ ساخته شده است. جالب اینکه بهترین روزهای او، مقابل تیمهای بزرگ رقم خورده و کمتر دیدهایم که بدونِ اعتماد به نفس، در تقابل با بزرگان دنیای فوتبال حاضر شود. از کریس رونالدو بگیرید و به روملو لوکاکو و کوین دیبروینه برسید. او برابر نیوزیلندِ کمآوازه روز موفقی را سپری نکرد، اما برعکس، مقابل بلژیک درخششی خیرهکننده داشت تا مرز میان تاریکی و روشنی، تلخی و شیرینی و ناکامی و موفقیت را تنها در چند روز سپری کند. به قول لُرهای دوستداشتنی، وقتی که میخواهند از ته دل و اعماق وجود تحسینات کنند: قوربون ای دسّونت بَم.
آقای بیرانوند؛ با همین صلابت و همینقدر ایستاده ادامه بده. شاید که شنبه موعود از راه برسد و با هم جشنی به بزرگی صعود بر پا کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید