ندای زاگرس – این روزها فاصله میان گزارشهای رسمی و واقعیت زندگی روزمره مردم، به شکاف عمیقی بدل شده است. در حالی که برخی استانداران و دستگاههای دولتی آمارهایی از رضایت ۷۰ تا ۸۰ درصدی مردم از عملکرد دولت ارائه میکنند، در کوچه و خیابان حکایت دیگری جاری است؛ حکایتی از نارضایتی، فشار اقتصادی و حتی ناامیدی از آینده.
به گزارش ندای زاگرس، آقای دکتر پزشکیان! شما در دوران انتخابات با شعار شفافیت، عدالت و رسیدگی به معیشت طبقات محروم بر سر زبانها آمدید. اما امروز جامعه پرسشهای جدی دارد: چه بر سر آن وعدهها آمد؟ آیا واقعاً گزارشهای رسمی بازتاب دهنده واقعیتاند یا صرفاً محصول اتاقهای بستهای هستند که تلاش دارند رضایت مصنوعی را جایگزین صدای واقعی مردم کنند؟
واقعیت این است که معیشت مردم به شدت آسیب دیده است. تورم افسارگسیخته، کوچکشدن سفرهها، حذف یا تأخیر در پرداخت یارانهها و افزایش هزینههای درمان و مسکن، بسیاری از خانوادهها را به مرز فروپاشی اقتصادی کشانده است.
امروز دیگر حتی طبقه متوسطی که روزی توان خرید گوشت، میوه یا تعمیر خودرو داشت به سختی روزگار میگذراند. وقتی برخی خانوادهها برای خرید نان هم ناچار به قرض میشوند، سخن گفتن از «رشد شاخصها» بیشتر شبیه شوخی تلخ است تا خبر خوش.
جناب رئیسجمهور! شما بارها بر ضرورت مذاکره و گفتوگو در عرصه سیاست خارجی تأکید کردهاید. اما جامعه انتظار دارد همین میزان از جدیت و حساسیت را در قبال مسائل اقتصادی و معیشتی مردم نیز نشان دهید.
مردم امروز بیش از هر چیز، نیازمند اعتماد و امیدند؛ نه صرفاً آمارهایی که در آن رضایت ۷۹ درصدی درج شده باشد، اما در واقعیت هیچ نشانی از آن به چشم نخورد.
از شما انتظار میرود پیش از هر چیز، نگاهتان را از سطح گزارشهای اداری به کف جامعه بیاورید. در میان مردم عادی قدم بزنید، با بازاریان، کارگران، معلمان، پرستاران و حتی بیکاران گفتوگو کنید. نه در قالب سفرهای از پیشچیدهشده با صفهای فرمایشی، بلکه بیواسطه و بیپرده. تنها در این صورت است که میتوان عمق مشکلات را لمس کرد و راهکارهای واقعی برای عبور از بحران یافت.
این مردم همانهایی هستند که با امید به تغییر به شما رأی دادند. امروز از شما انتظار دارند حداقل به وعدههای اصلی خود بازگردید: شفافیت، عدالت و رسیدگی به معیشت. شکاف میان شعارها و عملکرد، اگر پر نشود، به بیاعتمادی گستردهتر و آسیبهای اجتماعی عمیقتر خواهد انجامید.
جناب پزشکیان! کشور بیش از هر زمان دیگر نیازمند دولتی است که به جای رضایتسازی، به واقعیتها توجه کند و به جای پوشاندن زخمها با آمار، برای درمانشان چارهای بیابد.
دیدگاهتان را بنویسید