پنجشنبه / ۱۷ اردیبهشت / ۱۴۰۵
×

تهران- رئیس‌جمهور آمریکا در جنگ با ایران، تنها اسرائیل را به طور کامل در کنار خود داشت و به خاطر خودداری متحدانش خصوصا اروپایی‌ها از ورود به مهلکه‌ای که به راه انداخت یا با خواست صهیونیست‌ها به آن کشیده‌ شده، بارها و به شدت از شرکای آتلانتیکی انتقاد کرد.

چرا متحدان ترامپ از همراهی او در جنگ با ایران سر باز زدند؟

ایرنا – «دونالد ترامپ» بارها و بارها متحدان واشنگتن را به سوءاستفاده از ایالات متحده و توانمندی‌ها و منابع این کشور متهم کرده است. اساسا یکی از محورهای اصلی شعار «ماگا» و ترامپیست‌ها یعنی «اول آمریکا» همین مفروض بوده که باید پول آمریکا به جیب شهروندان آمریکایی برود، نه دیگر کشورها.

ترامپ و مقامات دولت وی هر چند شعار اصلی و حتی دلایل رای‌آوری وی را به فراموشی سپرده و با بازگشت به دوره جنگ‌های بیهوده دور از مرزهای آمریکا و هدر دادن منابع این کشور، با دستِ خود علامت سوال‌های زیادی را پیش روی شعار اول آمریکا قرار دادند، اما تاخت و تاز به شرکای خود خصوصا آتلانتیکی‌ها را متوقف نساختند.

ترامپ اخیرا در دیدار با نخست وزیر ژاپن در کاخ سفید باز هم یادآور شد که ناتو سال‌ها میلیاردها دلار از جیب آمریکا بهره‌برداری کرده، اما هرگز شرط شراکت امنیتی و نظامی به عنوان پیش‌فرض پیمان آتلانتیک شمالی را به جا نیاورده است.

ترامپ با اشاره به خودداری اروپایی‌ها و اعضای ناتو از ورود به کارزار بازگشایی تنگه هرمز، این تصمیم را دلیلی دیگر برای تاختن بر شرکای نظامی-امنیتی آمریکا برشمرد.

این در حالی است که پیش از این و در صحنه‌هایی مانند جنگ اوکراین، جنگ عراق و نیز افغانستان یا در عملیات‌هایی مانند حمله به لیبی برای پایان دادن به کار «معمر قذافی»، آمریکا با همراهی ائتلافی از نیروهای کشورهای غربی برنامه‌های نظامی خود را به انجام می‌رساند.

گرچه با فشارها و تهدیدات ترامپ، برخی از این کشورها به تدریج ناگزیر همکاری‌هایی در حد و اندازه اجازه استفاده هواپیماهای آمریکایی از پایگاه‌ها یا خاک خود را دادند، اما اینکه چرا کشورهای غربی خصوصا اروپایی‌ها به درخواست‌های مکرر ترامپ برای همراهی در یورش به ایران و باز کردن تنگه هرمز پاسخ مثبت ندادند دلایلی دارد که برخی از آن‌ها را می‌توان این گونه برشمرد:

 

۱-نوسانات ترامپی

ترامپ هر چند در راس سیستم تصمیم‌گیریِ نزدیک‌ترین کشور شریک سیاسی، تجاری، امنیتی و نظامی برخی از کشورهای غربی از جمله انگلیس قرار گرفته، اما شخصیتی است که در دوره نخست ریاست‌جمهوری وی، بسیاری از اروپایی‌ها بی‌صبرانه پایان دوره زمامداری وی را انتظار می‌کشیدند.

به این ترتیب باید گفت هر چند آمریکا شریکی نزدیک برای این کشورها به شمار می‌آید، اما حساب ترامپ از این وضعیت کلی جداست. از دید سران بسیاری از کشورها، ترامپ کمتر از سه سال دیگر مهمان کاخ سفید خواهد بود و در بدترین حالت، جمهوریخواهی از کابینه وی جانشینش خواهد شد؛ رئیس‌جمهوری که حداقل می‌توان روی اظهارات و مواضعش حساب بازکرد و حتی نوعی پیش‌بینی‌پذیری را در مورد او قائل شد.

اظهارات اخیر «جک استراو» وزیر امور خارجه پیشین انگلیس درباره ویژگی‌های ترامپ گویای واقعیتی انکارناپذیر درباره اوست: «ترامپ رئیس‌جمهوری است که در لحظه تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند»

ترامپ پس از امتناع اولیه کشورهایی مانند انگلیس و اسپانیا از در اختیار قرار دادن پایگاه‌هایشان برای حمله به ایران، به شدت از سران این کشورها انتقاد کرد و گفت نیازی به همراهیشان ندارد اما رفتارشان را فراموش نخواهد کرد.

چند روز بعد و پس از گرفتار شدن ترامپ در تنگنای تنگه هرمز، وی علاوه بر کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس و ایتالیا، از ژاپن، کره جنوبی و حتی چین درخواست کرد به کمک نیروهای آمریکایی بیایند و امکان عبور کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها را از این آبراه فراهم سازند.

 

۲-اروپایی‌ها نمی‌خواهند هزینه ماجراجویی‌های ترامپ را بدهند

برای اروپایی‌ها حمله به ایران اقدامی است که به منافع پیدا و پنهان ترامپ ارتباط دارد و نه اهداف و منافع مشترک با آمریکا. همچنین این رخداد منجر به وضعیتی شده که به خاطر به خطر انداختن امنیت انرژی و بالابردن قیمت نفت و گاز، زیان‌هایی جبران ناپذیر برای آنان و همچنین چینی‌ها به همراه داشته است.

از این منظر، بروز جنگ منطقه‌ای در غرب آسیا تنها وضعیتی مطلوب برای رژیم اسرائیل به رهبری «بنیامین نتانیاهو» است و در تداوم این روند رقبایی مانند روسیه می‌توانند از شرایط بهره‌برداری کنند و نیز کاسبان جنگ در ایالات متحده. به همین خاطر این پرسش اساسی برای بسیاری از سران اروپایی مطرح است که در معادله یا به عبارتی معامله‌ای بی‌فایده و پرزیان، چرا باید به خواست ترامپ گردن نهند.

برای بسیاری از شرکای آمریکا، ورود به مهلکه تنگه هرمز و انجام اقداماتی مانند اسکورت شناورها، علاوه بر کور کردن گره‌هایی که در کار این کشورها افتاده، به معنای دچار شدن تجهیزات و امکاناتشان به سرنوشت شناورهایی است که طی روزهای اخیر سعی داشتند بدون مجوز ایران در شرایط جنگی از تنگه عبور کنند اما هدف قرار گرفته و از ادامه راه بازماندند.

 

۳- دیپلماسی عاقلانه‌تر از جنگ است

طی روزهای گذشته که بنا بر اخبار رسانه‌ها، کشتی‌های باری و نفتکش با محموله‌هایی به مقصد هند و چین از تنگه هرمز عبور کردند، برخی رسانه‌ها از تلاش برای استفاده برخی کشورهای غربی از امکان عبور امن از این آبراه از طریق چانه‌زنی‌های دیپلماتیک با ایران خبر دادند.

«فایننشال تایمز» در این باره نوشت در بحبوحه اوج‌گیری جنگ در خاورمیانه، دولت‌هایی مانند فرانسه و ایتالیا به دنبال گفت‌وگوهایی محرمانه و آزمایشی با ایران بوده‌اند تا تضمینی برای عبور امن محموله‌های انرژی از تنگه هرمز به دست آورند.

پس از تلاش ترامپ برای کشاندن پای اروپایی‌ها به جنگ با ایران، دولت آلمان اعلام کرد به هیچ وجه در جنگ علیه ایران شرکت نکرده و هیچ تلاش نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز را به کار نخواهد بست.

در اعلانی مشابه، وزیر امور خارجه ایتالیا نیز مخالفت کشورش با درخواست ترامپ برای پیوستن به ائتلاف بین‌المللی علیه ایران در تنگه هرمز را اعلام و تاکید کرد تنها دیپلماسی راه‌حل درست برای تعامل در خصوص تنگه هرمز است.

 

۴- جنگ با ایران قانونی و منطقی نیست

اروپا از جمله اهداف تلاش‌های آمریکایی-صهیونی برای عملیات فریب بوده است؛ هچنان که مقامات جمهوری اسلامی صراحتا اعلان داشته‌اند حمله به اهدافی در کشورهای عمان و ترکیه هرگز از سوی ایران صورت نگرفته و این عملیات به اصطلاح با پرچم‌های دروغین به وقوع پیوسته است.

در همین زمینه پس از انتشار اخبر مربوط به حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی دیه‌گو گارسیا، «مارک روته» دبیرکل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی اعلام کرد نمی‌تواند ادعای اسرائیل را مبنی بر اینکه موشک‌های هدف قرار گرفته به سمت پایگاه هوایی موشک‌های بالستیک قاره‌پیما ایرانی بوده‌اند، تایید کند. در اظهاراتی مشابه، «کی‌یر استارمر» نخست وزیر انگلیس گفته هیچ ارزیابی معتبری وجود ندارد که ایران در حال هدف قرار دادن کشورش است.

از دید سران کشورهای اروپایی، جنگ با ایران با موازین بین‌المللی یا به عبارتی دقیق‌تر قواعد آمره بین‌المللی منطبق نیست. ترامپ و نتانیاهو دلیل اصلی این جنگ را ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عنوان داشته‌اند و این در حالی است که پس از شروع جنگ، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صراحتا اعلام داشت هیچ نشانه‌ای از نزدیک شدن ایران به تسلیحات هسته‌ای در دست نیست.

نظیر چنین مواضعی را می‌توان در اظهارات «جوزف کنت» مدیر مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا مشاهده کرد که در اعتراض به جنگ‌افروزی ترامپ از سمت خود استعفا کرد و اعلام داشت برخلاف ادعای رئیس‌جمهوری آمریکا، هیچ تهدید قریب‌الوقوعی از سوی ایران متوجه آمریکا نبود و این جنگ تنها با تحریک و فشار اسرائیل و لابی قدرتمند آمریکاییِ حامی آن آغاز شده است.

علاوه بر این، اروپایی‌ها خود شاهد پایبندی ایران به دیپلماسی در شرایط پیش از جنگ بوده‌اند. در این باره، روزنامه «گاردین» در گزارشی به نقل از «جاناتان پاول» مشاور امنیت ملی انگلیس که اظهار داشته در دور نهایی مذاکرات میان آمریکا و ایران حضور داشته، آورده است که در مذاکرات ژنو، پیشرفت حاصل شده و توافقات به شکلی بوده که می‌توانسته مانع جنگ شود اما آمریکا راهی دیگر را برگزیده است.

 

۵-شرکای تحقیرشده با ترامپ همراهی نمی‌کنند

«آمریکا تنها است»، تیتری بود که چند روز پیش «نیویورک تایمز» برای گزارش خود درباره عدم همراهی کشورهای غربی با آمریکای ترامپ برگزید.

آنچه در این نوشتار بیان شد دربردارنده برخی دلایل خودداری اروپایی‌ها از همراهی با ترامپ در جنگ با ایران است اما از دید برخی ناظران، رئیس‌جمهوری آمریکا در تنگنایی که گرفتار آمده نمی‌تواند توقع همراهی رهبرانی را داشته باشد که بارها به دلایل مختلف آنان را تحقیر کرده است.

چندی پیش بود که ترامپ در اظهاراتی شگفت‌آور گفت به دلیل اینکه از رهبر استونی خوشش نمی‌آید تعرفه‌های تجاری این کشور را افزایش می‌دهد یا اینکه پس از اعلام عدم همراهی فرانسه با برنامه جنگی آمریکا، وی با عصبانیت از «امانوئل مکرون» همتای فرانسوی اظهار داشت «او خیلی زود دیگر در مقام خود نخواهد بود. بنابراین باید دید چه پیش خواهد آمد. من نمی‌دانم.»

در توصیف این شرایط مجله «تایم» در بخشی از گزارش خود به این رفتار تحقیرآمیز اشاره کرده و نوشته است: «وقتی یک رئیس‌جمهور غرق کردن کشتی‌ها را سرگرمی توصیف می‌کند، زمانی که متحدان غافلگیر و دوستان تحقیر می‌شوند، وقتی دلایل جنگ با چرخه اخبار تغییر می‌کند و اقتصاد جهانی متزلزل می‌گردد، دیگر سوال این نیست که آیا این تخریب عمدی است یا از روی بی‌دقتی؟ بلکه پرسش اصلی این است که آیا کسی هنوز در جایی معتقد است که قدرت آمریکا با حس مسئولیت‌پذیری همراه است؟»

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *