ندای زاگرس – استانها – شامگاه شنبه – هشتم فروردین ۱۴۰۵ – تا بامداد امروز (یکشنبه) نقطهبهنقطه ایران بار دیگر به صحنهی بیست و هشتمین دور از حضور شبانهی مردم وفادار به میهن، پس از تجاوز دشمن صهیونی-آمریکایی تبدیل شد و موکبهای بیدار در دل شب، صحنه هایی از ایثار، وحدت و همدلی را به نمایش گذاشتند.
به گزارش ایرنا، «موکبها» در این شبها نقشی فراتر از یک غرفه ایفا میکنند و قشرهای مختلف – از دانشآموز و دانشجو گرفته تا فرهنگی، بازاری و کارگر – در کنار یکدیگر، فضاهایی متفاوت میسازند.
موکبها صرفاً مکان توزیع آب و چای نیست؛ ایستگاههایی برای «همدلی بیواسطه» محسوب میشود و در این ایستگاهها، شهروندی که پرچم به دست دارند، فرصت مییابند بدون واسطه رسانهها، دغدغهی یکدیگر را بشنود و برایش «چای بریزند».
در یک موکب، کنار هم ایستادن یک بازاریِ میانسال با یک دانشجوی دهه هشتادی و یک کارگر شیفتی، تصویری عینی از «همبستگی ملی» ارائه میدهد و موکبها به فضایی تبدیل میشود که در آن، تفاوتهای صنفی و سنی، جای خود را به «هویت مشترک میهنی» میدهد.
حضور پررنگ موکبها در تجمعهای شبهای اقتدار حس «تنها نبودن» و «مراقبت شدن» را تقویت میکند و در شرایطی که حملات دشمن، فضای روانی جامعه را نشانه رفته است، دیدن چایداغ و لبخند یک موکبدار ناشناس، پیام واضحی دارد: «شب سرد و ترسناک نیست، چون ما بیداریم».
گزارشهای خبرنگاران ایرنا از خادمان بیمنت و سفرهداران بیادعای خیابان در شهرهای یزد، زنجان، بیرجند و خرمآباد، فقط گوشهای از فعالیت موکبهای مردمی در سنگر جهاد و شبهای حماسه و اقتدار در نقطه به نقطه ایران است.
علاوه بر آن، تجمعهای مردم شیراز، اصفهان، بندرعباس، بجنورد، بروجرد، اراک، سمنان، سنندج، زنجان، ساری، رشت، گرگان، زاهدان، کیش، گناباد، کاشان، بابل و تربت حیدریه نیز در بیستوهشتمین شب اقتدار و حماسه از سوی خبرنگاران خبرگزاری جمهوری اسلامی مستند شد که گویای همین همبستگی و همدلی است.
همچنین آیینهای وداع و بدرقه باشکوه مردم شهرهای قزوین، شهرکرد، آبادان، کنگاور و ورامین با شهیدان تهاجم وحشیانه دشمن آمریکایی–صهیونی و تشکیل کاروان خودرویی و موتوری خانوادگی در تربت حیدریه به یاد دختران شهید میناب در بیست و هشتمین دور از حضور شبانه مردم در ایرنا به ثبت رسید.
شبهای اقتدار و موکبهای بیدار؛ روایت وحدت در سنگر خدمت
بدرقه مادر شهیدان افراسیابی در تهران
تجمعهای همبستگی پایتخت شنبه شب مهمانی ویژه داشت؛ پیکر مادری که پنج فرزندش را تقدیم انقلاب کرده بود بر دستان مردم شهیدپرور تهران تشییع شد.
در بیست و هشتمین شب همبستگی، نقاط مختلف تهران از جمله میدان انقلاب، خیابان اندرزگو، تهراننو، محله نیروی هوایی، خانیآباد نو، خیابان پیروزی، میدان پونک، میدان شهدا و محدوده سعادتآباد شاهد حضور گسترده مردم بود.
در میدان انقلاب عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران نیز در جمع شهروندان حضور یافت و در این اجتماع مردمی شرکت کرد.
در میدان شهدا، تجمعکنندگان با سر دادن شعارهای حیدر حیدر و بزن که خوب میزنی بر استمرار حضور خود در صحنه تأکید کردند.
در میدان پونک نیز مردم همچون شبهای گذشته با صلابت در محل حاضر شدند و بر وحدت و ایستادگی تأکید کردند.
در خیابان پیروزی، شهروندان با «لبیک به امام و انقلاب» حمایت خود را از آرمانهای امام و شهدا اعلام و اقدامات دشمنان را محکوم کردند.
همچنین در میدان شهید طهرانیمقدم سعادتآباد، جمعی از مردم با حضور در تجمعات، به موج بیستوهشتم این حرکت مردمی پیوستند.
در تجمعهای محله ۱۳ آبان پیکر مادر گرامی شهیدان «امیر، رضا، اسماعیل، جواد و ابراهیم افراسیابی» بر دستان مردم شهیدپرور تهران بدرقه شد و حاضران با ابراز همدردی، یاد و خاطره این خانواده ایثارگر را گرامی داشتند.
گزارشها از مناطق شرق و جنوب تهران از جمله تهراننو، نیروی هوایی و خانیآباد نو نیز حاکی از تداوم حضور مردم و نمادی از انسجام اجتماعی است.
قیام خیابانهای مشهد در بیست و هشتمین شب اقتدار
مشهد مقدس، در هشتم فروردین ۱۴۰۵، بار دیگر به میعادگاه و نماد اتحاد ملی تبدیل شد. هزاران نفر از اقشار مختلف مردم، از پیر و جوان در این روز باشکوه گرد هم آمدند تا ضمن تجدید میثاق با آرمانهای انقلاب اسلامی، انزجار عمیق خود را از سیاستهای خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی فریاد بزنند و با قدردانی از رشادتهای مدافعان امنیت کشور، صلابت و اقتدار ملت ایران را به نمایش بگذارند.
این تجمع، نه تنها یک رویداد سیاسی، بلکه نمایشی از همبستگی اجتماعی و روانی ملتی بود که در برابر فشارهای خارجی، استوارتر از همیشه ایستاده است.
سال ۱۴۰۵، سالی سرشار از چالشها و فرصتها برای ملت ایران است . پس از هفتهها جنگ تحمیلی علیه کشورمان، تنشهای منطقهای و بینالمللی و با وجود تلاشهای مستمر دشمنان برای ایجاد تفرقه و ناامیدی، مردم ایران همواره نشان دادهاند که در دفاع از ارزشهای خود و استقلال کشور، لحظهای عقبنشینی نخواهند کرد.
هشتم فروردین امسال، در ادامه تجمعات خودجوش مردمی شبانه در مشهد فرصتی مغتنم است تا مردم این شهر پیام روشنی را به جهانیان ارسال کند: پیام ایستادگی، اتحاد و عشق به میهن. شهر مقدس مشهد، به عنوان پایتخت معنوی ایران، شایستهترین مکان برای میزبانی چنین رویداد بزرگی است.
دیشب خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی در کنار صدها خیابان، تقاطع و میدان دیگر شهر صحنههای تماشایی را به خود گرفته بود. پرچمهای سهرنگ ایران با نقوش مقدس، در دست مردان و زنان به اهتزاز درآمده بود و جلوهای از اقتدار ملی را به نمایش میگذاشت.
در کنار آن، بنرهای بزرگی با مضامین «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «لبیک یا خامنهای» نصب شده بود که بیانگر مواضع اصولی ملت ایران در قبال مسائل منطقهای و جهانی بود.
حضور پررنگ جوانان، که با شور و هیجان خاص خود، انرژی تازهای به جمعیت میبخشیدند، در کنار ریشسفیدان و خانوادههایی که کودکان خود را نیز به همراه آورده بودند، نمادی از پیوستگی نسلها و عمق ریشههای این اتحاد بود.
فضای تجمع، مملو از شعارهایی بود که بیانگر عمق احساسات و مطالبههای مردمی بود. «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» اصلیترین شعارهایی بودند که با همبستگی و یکپارچگی از سوی جمعیت سرداده میشدند و نشان از انزجار قاطع ملت ایران از سیاستهای مداخلهجویانه و ظالمانه این دو قدرت استکباری داشت که سرآمد همه اینها این شعار است: «ما با آمریکا پدرکشتگی داریم» که اشاره به شهادت رهبر انقلاب از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد.
شعارهای «الله اکبر» و «یا حسین» نیز، جلوهای از اعتقادات دینی را به تصویر میکشیدند.
اما در کنار این شعارهای اعتراضی و اعلام مواضع، صداهایی نیز به گوش میرسید که قدردانی و حمایت از نیروهای مدافع امنیت و نظامی کشور را بازتاب میداد؛ شعارهایی که حامل پیام اعتماد و سپاس از زحمات شبانهروزی حافظان مرزها و امنیت داخلی بود.
آنچه در هشتم فروردین در مشهد بیش از هر چیز چشمنواز بود، حضور نمایندگانی از تمام اقشار جامعه بود. بازاریان با اتحاد و همدلی، دانشجویان با شور و آگاهی، کارگران با تلاش و مقاومت و خانوادهها با حضور گرم و صمیمی خود، تصویری زنده از جامعهای متحد و یکپارچه را ترسیم کردند.
حضور بانوان با چادرهای مشکی و مانتوهای رنگارنگ که بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی و دینی این ملت هستند، بر غنای بصری و معنوی این تجمع افزود. این تنوع حضور، نشان از آن داشت که شعارها و اهداف این تجمع، صرفا متعلق به یک گروه یا جناح خاص نیست، بلکه بازتابدهنده اراده عمومی ملت ایران است.
در کنار سر دادن شعارها و حمل پلاکاردها، برنامههای نمادین مختلفی نیز اجرا شد که بر عمق پیام تجمع میافزود. اجرای سرودهای انقلابی و حماسی توسط گروههای سرود، اجرای نمایشهای کوتاه با مضامین مقاومت و وحدت و حتی اهدای شاخههای گل به نیروهای نظامی حاضر در محل، از جمله این اقدامات بود.
این نمایشهای خلاقانه، توانستند مفاهیم مورد نظر را به شیوهای تاثیرگذارتر و ماندگارتر به مخاطبان منتقل و فضایی از همدلی و همبستگی را در میان جمعیت ایجاد کنند.
این تجمع، بیش از هر چیز، پیام مقاومت و ایستادگی را با خود به همراه داشت؛ در شرایطی که دشمنان تلاش میکنند تا با ایجاد ناامیدی و تفرقه، ملت ایران را از مسیر پیشرفت و استقلال بازدارند، مردم مشهد با حضور خود، نشان دادند که اراده ملی قویتر از هر فشاری است.
آنان اعلام کردند که در برابر زورگویی و سلطهطلبی، تسلیم نخواهند شد و تا پای جان از ارزشهای خود دفاع خواهند کرد. این پیام، نه تنها به دشمنان خارجی، بلکه به کسانی که در داخل نیز به دنبال تضعیف روحیه ملی هستند، ارسال شد.
قرائت صلوات خاصه و همخوانی سرود ملی جمهوری اسلامی در کنار شعارها در مشهد دیشب نیز حماسه ای دیگر را به نام پایتخت معنوی ایران اسلامی رقم زد.
پلاکاردهایی با مضمون جنایات آمریکا در جهان که توسط کودکان در مقابل دید خودروهای پشت چراغ قرمز قرار میگرفت از دیگر دیدنیهای حماسه دیشب بود.
آهنگ خوش وطنخواهی و رجزخوانی برای دشمنان در البرز
دیشب هم خیابانها در استان البرز مملو از جمعیتی بود که با آهنگ خوش وطن خواهی به شیوه های مختلف سکوت شب را شکسته ودشمن درمانده را ناامید تر می ساخت.
از زمان حملات ددمنشانه دشمن آمریکایی – صهیونی بیست و هشت شبانه روز می گذرد و شبهای این مدت، قرار عاشقی برای حفظ وطن شدند.
دستهها و گروههای مختلف مردمی از هر کوی و برزنی خود را به میعادگاه اصلی میرسانند تا همبستگی برای دفاع از وطن را با پشتیبانی از نیروهای مسلح به نمایش گذارند.
این شبها بهواسطه حضور مردم خیابانها سنگر مردم قهرمانی هستند که با حضور خود دشمن را درماندهتر کردهاند.
به راستی چه کسی بهتر از این مردم معنای تا پای جان ماندن برای وطن را میداند، این استقامت هر شب حاکی از آن است که خستگی در این ملت نفوذ ندارد.
خیابانهای استان البرز نیز از این قرار عاشقی بی نصیب نبوده و هر شب همان ساعت با همان خواستهها و اقتدار تکرار میشود تا به دشمنان ثابت شود خستگی برای ایرانی معنایی ندارد.
پیام مردم در این شبها با آهنگ منسجم آن است که هرچه جنایت بیشتر شود مردم بیدارتر میشوند.
تشییع خانواده شهید البرزی
اجتماع شبانه مردم استان البرز در بیست و هشتمین شب خود با تشییع یک خانواده سه نفره شهید در ساوجبلاغ همراه بود.
این خانواده در حمله امریکایی – صهیونی بامداد امروز به شهر مهستان به شهادت رسیدند.
شهید رسول قاسمی، شهیده محدثهعلیزاده و شهیده محیا قاسمی در این حمله به خیل شهدا پیوستند و دیشب مردم ولایتمدار شهرستان ساوجبلاغ با تشییع این خانواده نسبت به مقام شامخ شهدا ادای احترام کردند.
تداوم قرارهای شبانه شیرازیها در سنگر خیابان؛ از حضور تازه نفسها تا خادمان بیادعا
مردم شیراز در بیست و هشتمین شب از تجمعهای شبانه پس از آغاز جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی، باز هم پرشور و شمار در خیابانهای شهر حاضر شدند تا پیام استواری و سازش ناپذیری ملت ایران را به دشمن متجاوز برسانند.
محله معالی آباد شیراز در بیست و هشتمین شب حضور خیابانی ملت ایران، قرارگاه مردم شیراز بود.
در مسیرهای منتهی به این بلوار پرچم سه رنگ ایران اسلامی بر فراز خودروها در اهتزاز بود و در میدان احسان گروه گروه مردم پرچم بر دوش خود را به صفهای پرشمار همرزمان خیابانی شان میرساندند.
ابوذر روحی مداح اهل بیت(ع) شامگاه شنبه میهمان شیرازیها بود و در معالی آباد شیراز نماهنگهای حماسی اجرا میکرد و مردم نیز با او همخوانی میکردند.
در میان جمعیت از هر قشر و گروه و سلیقهای دیده میشد؛ برخی، یاران هر شب این اجتماعهای مردمی بودند و برخی تازه به سنگرداران خیابانی شیراز پیوسته بودند.
یکی از بانوان شیرازی که تازه از راه رسید بود، به خبرنگار ایرنا گفت: بچه خردسال دارم و چند سال بود که در اجتماعها و راهپیماییها شرکت نکرده بودم اما اکنون با این شرایط لازم دیدم برای دفاع از خاک کشورم به خیابان بیایم.
او ادامه داد: از شب گذشته همراه با دیگر همشهریانم در خیابان حاضر میشوم تا ما خیابان ها را و نیروهای مسلح کشورمان میدان را نگهداریم.
یکی دیگر از دختران جوان حاضر در جمعیت نیز گفت: همیشه فکر میکردم این راهپیماییها بیاثر است و هیچگاه شرکت نمیکردم اما این شبها چندبار به خیابان آمدم.
او که همراه با پدر و مادر خود به معالی آباد آمده بود، در این جنگ، اهمیت مردم و برگزاری اجتماعات و راهپیماییها برای من و خانوادهام روشن شد.
همه میگفتند دو سه شب است که انگار جمعیت بیشتری به خیابان میآید؛ این یعنی بسیاری از هم سنگرهای تازه نفس به این اجتماعات شبانه مردمی شیراز پیوستهاند.
شعارها هنوز همان بود؛ مردم شیراز ۲۸ شب و روز استوار و تزلزل ناپذیر سازش ناپذیری و استکبارناپذیری را فریاد میزنند و نشان میدهند که صدای جنگندههای متجاوز در آسمان شهر، اندکی ترس به دلهای آنها نینداخته است.
آنان شعار نه سازش نه تسلیم و ایرانی می میرد ذلت نمیپذیرد سر میدادند و گفتند: در میانه جنگ نیز با شجاعت فریاد میزنیم که ایرانی میمیرد، اما با زورگویان و مستکبران سازش نمیپذیرد.
سنگرداران خیابانهای شیراز بیعت خود با سومین رهبر خود را با شعار لبیک یا خامنهای و خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست فریاد زدند.
آنان همچنین با شعار مرگ بر وطن فروش و مرگ بر منافق، شعار سر میدادند « شاه فقط شاه رگمون، اونم فدا رهبرمون».
در همه این شبهایی که مردم شیراز مسئولانه برای دفاع از خاک و مام میهن در خیابانها حاضر هستند، برخی نیز تلاش میکنند تا به رزمندگان خیابان خدمت کنند.
بانویی که همراه همسر خود، با قهوه گرم از مردم پذیرایی میکرد، به خبرنگار ایرنا گفت: افتخار میکنم که خادم این مردم هستم.
او ادامه داد: نیروهای نظام جان عزیز خود را بر دست گرفته و از خاک و ناموس ایران دفاع میکنند، من هم در حد توان خودم دوست دارم کار کوچکی انجام داده باشم.
مرد میانسالی نیز که در این شب سرد با چای ذغالی داغ از حاضران پذیرایی میکرد، گفت: هر چه میکنیم، وظیفه ما است، گفتن ندارد!
یکی به بچهها پرچم و موشک کاغذی میداد، یکی بر دستان مردم، سبز و سرخ و سفید پرچم را نقاشی میکرد، یک موکب با چای و خرما خستگی از تن مردم به در میکرد و دیگری با آش گرم.
در بیست و نهمین روز جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی، مردم شیراز در ده ها نقطه شهر از میادین و خیابانهای اصلی تا محلات و کوچهها هم دوش و هم پیمان پای کار دفاع از ایران و مقابله با دشمن متجاوز ایستاده بودند.
از هر که در بلوار معالی آباد پرسیدیم، بر این اتفاق بودند که تا کم شدن شر دشمن در خیابانها حاضر خواهند بود، خسته نیستند و خسته نخواهند شد.
زاهدان در ایستگاه بیست و هشتمین شب اقتدار؛ جلوه ایستادگی شیعه و سنی
همزمان با بیستوهشتمین شب تجمعهای مردمی در کشور، خیابانهای زاهدان بار دیگر صحنه حضور پرشور مردمی شد که برای اعلام حمایت از ایران و نیروهای مدافع امنیت به میدان آمدند؛ حضوری که در اولین شب خاکسپاری یکی از شهدای حادثه تروریستی میناب، رنگی از اندوه، غیرت و وحدت به خود گرفت.
بیستوهشتمین شب از حضورهای پیدرپی مردم در خیابانهای زاهدان در حالی رقم خورد که شهروندان این شهر برای اعلام حمایت از ایران، پشتیبانی از نیروهای مسلح، محکومیت حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشور بار دیگر به میدان آمدند، حضوری که امشب با یاد یکی از شهدای حادثه تروریستی میناب معنا و حال و هوای دیگری داشت، چرا که زاهدان در طول روز میزبان پیکر این شهید بود و مردم با حضور در خیابانها نشان دادند خون مدافعان امنیت نه تنها آنان را از میدان دور نمیکند بلکه ارادهشان را برای ایستادن کنار ایران استوارتر میسازد.
اگرچه در نقاط مختلف شهر تجمعهای خودجوش شکل گرفت اما خیابان دانشجو همچون شبهای گذشته به کانون اصلی حضور مردم تبدیل شد جایی که از آغاز شب موج جمعیت آرامآرام شکل گرفت و به تدریج خیابان از پرچمهای برافراشته ایران و شعارهای حماسی پر شد، مردمی که گویی خستگی را نمیشناسند و هر شب با گامهایی استوار به میدان میآیند تا پیام همبستگی و ایستادگی خود را تکرار کنند.
در میان این جمعیت، جلوهای از همدلی کمنظیر به چشم میخورد، شیعه و سنی در کنار هم ایستاده بودند و یکصدا از ایران سخن میگفتند، مردان و زنانی که شاید زبان و پیشینههای فرهنگی متفاوتی داشته باشند اما در دفاع از میهن و حمایت از امنیت کشور اشتراک عمیقی دارند و همین همدلی در این شبها زاهدان را به تصویری روشن از وحدت ملی تبدیل کرده است
بخش دیگری از شور این شبها به رژههای خودرویی بازمیگردد، خودروهایی که با پرچمهای سهرنگ ایران در خیابانهای شهر حرکت میکنند و سرنشینانشان با تکان دادن پرچمها و سر دادن شعارهای حماسی فضای شهر را از شور ملی لبریز میکنند، صحنههایی که نشان میدهد خیابان برای مردم تنها مسیر عبور نیست بلکه میدانی برای نشان دادن اراده و غیرت جمعی است.
در میان جمعیت چهرههای مختلفی دیده میشود، کودکانی که در کنار خانوادهها آمدهاند، نوجوانانی که پرچم ایران را در دست گرفتهاند و جوانانی که در حلقههای جمعی شعارهای حمایت از وطن سر میدهند، حضور نسلهای مختلف در کنار هم تصویری از پیوندی عمیق میان مردم و سرزمینشان ترسیم میکند، پیوندی که در لحظههای حساس بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
مردم در این شبها با حضوری که هر شب تکرار میشود پیامی روشن به دشمنان میدهند اینکه این سرزمین با تهدید و فشار از پای نمینشیند و هر جا خطری متوجه ایران شود نخستین واکنش ملت حضور در میدان است، حضوری که بیش از هر چیز نشاندهنده پیوند عمیق مردم با امنیت و استقلال کشور است.
اکنون بیستوهشت شب از این حضورهای پیدرپی میگذرد و خیابانهای زاهدان همچنان شاهد روایت تازهای از همبستگی مردمی است، روایتی که در آن پرچمهای ایران در دست مردم میچرخد، شعارهای حماسی در فضا میپیچد و اتحاد شیعه و سنی تصویری روشن از شهری را نشان میدهد که در روزهای حساس تاریخ، دوشادوش دیگر شهرهای کشور برای دفاع از ایران در میدان ایستاده است.
شور همبستگی؛ کرمان و قصهای از عشق به وطن در شبهای اقتدار
در دل «شبهای اقتدار» کرمان، میدان آزادی نه تنها شاهد تجمعهای مردمی، که به کانون رویدادهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است. در این میان، حضور کودکان با بازیهای نمادین و عروسکهای مقاومت، روحیهای از پایداری و همبستگی را در میان موجی از شور و شعار، زنده نگه میدارد و قصهای از عشق به وطن را در دل این شبهای پرماجرا ثبت میکند.
به میدان آزادی کرمان به عنوان یکی از کانونهای اصلی تجمعات مردمی در جنگ تحمیلی رمضان، شاهد اتفاقات متنوعی است.
برپایی موکبها، به ویژه آنهایی که با هدف آموزش و سرگرمی کودکان طراحی شده ، جمعیتی چشمگیر را به خود جذب کرده در این موکبها، کودکان با بازیهایی چون پرتاب دارت به سمت نمادهایی از ترامپ و نتانیاهوی کودککُش، روحیه استکبارستیزی را تمرین کرده و شعارهایی را در فضایی جمعی تکرار میکردند که موجی از همبستگی را در بین همگان ایجاد میکرد.
در گوشهای دیگر از این میدان، غرفهای مردمی با نام «نیلوفرانه» به دوخت عروسکهای پارچهای اختصاص داشت.
این عروسکها که نمادی از مقاومت بودند، به کودکان هدیه داده میشدند و پیام پایداری را به نسل جوان منتقل میکردند.
حضور کودکان در این تجمعات، چه در کنار والدین و چه با ابراز احساسات خود از پنجره خودروها، بسیار پررنگ و تأثیرگذار بود. آنها با در دست داشتن پرچمها و سر دادن شعارها، حضوری فعال و محوری در این رویدادها دارند.
حضور مردم در میدان آزادی به دو شکل مشهود بود، عدهای پیاده در اطراف میدان حلقه زده و با در دست گرفتن پرچمها، شعار سر میدادند و عدهای دیگر سوار بر خودروها، با حرکتی نمادین در اطراف میدان چرخیده و تجربه متفاوتی از این گردهمایی را رقم میزدند. در هر دو گروه، حضور کودکان به عنوان بخشی جداییناپذیر از این اجتماعات، به چشم میخورد.
این گزارش، تصویری از شور، همبستگی و روحیه مقاومت را که در تجمعات نوروزی برای حمایت از سرزمینمان موج میزد، به نمایش میگذارد، جایی که همه، از کودکان تا بزرگسالان کرمان، با حضوری پررنگ، پیام وحدت و ایستادگی را فریاد میزنند.
شبهای ارومیه روشن تر از روزها شدند/ خیابان از آنِ وطن
شبهای ارومیه نظیر دیگر نقاط کشور طی چهار هفته گذشته از جنگ رمضان، روشن تر از روزها بوده است و مردم این شهر همپای میلیون ها هم وطن دیگر دفاع از وطن را بدون قطعی فریاد می زنند.
روز نهم اسفند (یک ماه پیش) بود که دشمن جنایتکار آمریکایی صهیونی، تجاوز ددمنشانه خود را علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند.
دشمنان قصد داشتند که با این حمله همه جانبه و با همه توان، ضمن اثرگذاشتن بر ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی، بر صفوف فشرده ملت ایران نیز اثرگذاشته و به اهداف خود دست یابند؛ اما حضور مردم، نخستین شکست دشمنان را در توطئه های خبیثانه شان رقم زد و مردم ایران از همان شب ابتدایی، تودهنی محکمی به دشمنان این مرز و بوم زدند.
در حالی که تصور میشد که این حضور شبانه، از هفتههای دوم به بعد به سردی می گراید، مردم ایران اسلامی روز به روز بر این حضور، گرمتر حاضر شدند و تعداد افراد حاضر در این راهپیمایی افزایش یافت.
آذربایجان غربی نظیر بسیاری از نقاط کشور در چهار هفته گذشته علاوه بر اینکه شبهای سردی را داشت، در برخی شب ها نیز باران های شدیدی را تجربه کرد ولی مردم این استان و شهر ارومیه، نه تنها در شب های بارانی و سرد، کمتر نیامدند بلکه تعداد آنان در این شب ها بیشتر نیز شد.
یکی دیگر از جلوه های این حضور پرشور و شعور، سهم قابل توجه بانوان در این شب ها است؛ اگر چشمی در بین مردم حاضر در خیابانها بچرخانی، خواهی دید که بانوان هرکدام با کودکان، خردسالان و حتی در بسیاری از موارد نوزاد در آغوش در این تجمع ها حاضر میشوند.
همچنین حضور خانوادگی به یکی از ارکان این تجمعها تبدیل شده است؛ بسیاری از پدران در کنار فرزندانی که پرچم مقدس و سه رنگ جمهوری اسلامی ایران را بر دست نگه داشته اند، در امتداد خیابان امام ارومیه تا میدان ولایت فقیه حضور می یابند و هرچه فریاد دارند، بر سر دشمنان این نظام مقدس می زنند.
با همه این تفاسیر، میتوان شب های بعد از نهم اسفند را در آذربایجان غربی و ارومیه نظیر هزاران نقطه دیگر از کشورمان، روشن تر از روزها دانست که بخش زیادی از این روشنی، به شعور ملت فهیم ایران در پاسداشت این نظام مقدس مربوط میشود.
نسل دهه نودی کرمانشاه؛ روایتی از عشق بیادعا در شبهای بارانی
شب است، خیابانهای کرمانشاه خیس باران و سرمای فروردین همچنان بر تن شهر نشسته؛ اما دما که هرچه باشد، برای نسلی که عشق را بیواسطه فریاد میزند، اهمیتی ندارد. دههنودیها، همان نسل دیجیتال که گاه تصور میشد پیوندشان با انقلاب فقط به صفحات مجازی محدود است، این روزها در اجتماعات شبانه کرمانشاه، حماسهای از جنس باور را رقم میزنند.
آنچه در شبهای اخیر در معابر و میادین اصلی کرمانشاه به چشم میخورد، نه یک تجمع عادی که حرکتی خودجوش، عاشقانه و خالصانه از نسلی است که میخواهد روایت خودش را از میهندوستی به تصویر بکشد.
در میان جمعیت انبوه، خانوادهها در کنار هم ایستادهاند. پدران و مادران همراه با نوجوانان و جوانانی که پرچم سهرنگ مقدس جمهوری اسلامی ایران را همچون میراثی ارزشمند در دستانشان گرفتهاند. اما این پایان کار نیست؛ این نسل نشانههای عشق خود را بر صورتشان نیز نقش میزنند. رنگهای پرچم بر گونههای جوانان کرمانشاهی، گویی میگوید: این وطن تنها بر دوش ما نیست، بر چهره ما نیز نقش بسته است.
یک نوجوان دهه نودی در میان جمعیت با چشمانی براق به خبرنگار ایرنا میگوید: «پرچم ایران فقط یک پارچه نیست. برای ما اسمش است، هویتمان است. کشیدنش روی صورت یعنی این هویت را از ته دل قبول دارم و از آن دفاع میکنم.»
در دستان این جمعیت اما چیزی فراتر از پرچم خودنمایی میکند. تصاویر شهید آیتالله سیدعلی خامنه ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی که در میان مردم جایگاهی ویژه داشت، و در کنار آن، تصاویر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) که این روزها بیعت با ایشان، معنای تازهای از وحدت و همدلی یافته است.
دههنودیها این تصاویر را چونان تبرکی بر سینه میفشارند و با شور و حرارتی وصفناپذیر، بر ادامه راه شهیدان و وفاداری به رهبری تأکید میکنند. یکی از حاضران در این تجمع با اشاره به این تصاویر میگوید: «ما آمدیم بگوییم راه رهبر شهید ادامه دارد و پشتیبان ولایت هستیم. این نسل، نسل بیعت است.»
اما شور این اجتماعها تنها به عشق به وطن و رهبری خلاصه نمیشود. هر شب در میان باران و سرما، فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از عمق جان این جوانان برمیخیزد. مشتهای گرهکردهشان در هوای سرد شب، پیامی روشن دارد: نسل دهه نودی، همان نسلی است که در دفاع از آرمانهای انقلاب و اسلام، کوتاه نخواهد آمد.
آنان با تمام وجود از استکبار جهانی اعلام انزجار میکنند و این نه یک شعار تکراری، که باوری عمیق است که در رفتار و سکنایشان نمایان است.
نکته قابل تأمل در این اجتماعها، حضور پرشور خانوادههاست. پدران و مادرانی که نوجوانان و جوانان خود را به این حضور جمعی آوردهاند. این پیوند نسلها، نشان از انتقال ارزشها در بستر خانواده دارد. پدری در میان جمعیت در حالی که فرزند نوجوانش بر دوش او نشسته و پرچم ایران را تکان میدهد، میگوید: «میخواهم بچم از کودکی بفهمد که وطندوستی و انقلابی بودن یعنی چه. این صحنهها برایش ماندگار میشود.»
مادر دیگری که همراه با دو دختر نوجوانش در اجتماع حضور دارد، میگوید: «آمدیم بگوییم نسل ما و نسل فرزندانمان هر جا که لازم باشد، برای ایران و انقلاب خواهیم ایستاد. این بچهها خودشان مشتاقانه آمدند، من فقط همراهشان شدم.»
آنچه در این شبهای سرد و بارانی شگفتانگیز به نظر میرسد، انرژی تمامنشدنی این جمعیت است. ساعتها پس از آغاز اجتماع، همچنان شعارها با همان شور اولیه ادامه دارد. دههنودیها که خسته به نظر نمیرسند، مدام شعارهای جدید سر میدهند، عکس و فیلم میگیرند و این لحظات را با افتخار در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند.
این حضور فعال در فضای مجازی، نشاندهنده فهم عمیق این نسل از قدرت روایتگری و رسانه است. آنان نه تنها در صحنه حضور فیزیکی دارند، که روایتگر لحظهها نیز هستند و پیام خود را با زبانی که همنسلانشان میفهمند، به اشتراک میگذارند.
شاید پیش از این، برخی تصور میکردند نسل متولد شده در دهه هفتاد و هشتاد، با انقلاب و آرمانهای آن فاصله گرفته است. اما آنچه این روزها در کرمانشاه و دیگر نقاط کشور میگذرد، روایتی دیگر را رقم میزند.
نسل دهه نودی، نسلی است که با وجود زندگی در عصر دیجیتال و پیچیدگیهای ارتباطی، نشان داده است که میهندوستی و انقلابیگری، مفاهیمی فراتر از نسل و زمانه است. این نسل ثابت کرده است که در دفاع از ایران، اسلام و انقلاب، نه تنها کم نمیآورد، که با نوآوری در شیوههای ابراز وفاداری، مسیرهای تازهای را نیز میگشاید.
آنان در شبهای بارانی کرمانشاه، با پرچمهای سهرنگ بر صورت و در دست، با تصاویر شهدا و رهبری، و با مشتهای گرهکرده بر استکبار، یک روایت تازه از نسل چهارم انقلاب را به نمایش گذاشتهاند. روایتی که در آن عشق به ایران و باور به انقلاب، نه از سر تکلیف، که از عمق جان جاری است.
مردم دیار الوند بار دیگر در شب های همبستگی فریاد زدند: «خط مقدم ما خیابان ، خیابان»
همزمان با بیست و هشتمین حضور مردم برای حمایت از نیروهای مسلح و میثاق با رهبر معظم انقلاب اسلامی درخیابان ها، شامگاه شنبه نوای «خط مقدم ما خیابان خیابان» ، «سنگر محکم ما خیابان خیابان» در فضای همدان طنینانداز شد که پیامی روشن از آمادگی مردم برای دفاع از آرمانها نظام اسلامی را مخابره میکند.
همدان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، در این شب ها شاهد یکی از باشکوهترین جلوههای همدلی و همراهی مردم با آرمانهای انقلاب است.
در سراسر شهر، از میادین اصلی گرفته تا پیاده راه ها و خیابانهای پرتردد، اقشار مختلف مردم در حمایت و اعلام بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی، تجمع کردند.
این حضور پرشور، نشان از عمق باور و پایبندی جامعه به اصول بنیادین نظام و حمایت از نیروهای مسلح برای زمین گیر کردن دشمنان صهیونیستی و آمریکایی دارد.
امروز نه تنها همدان بلکه ایران اسلامی به نمایشگاهی از وحدت ملی در برابر سران استکبار و حامیان آنها تبدیل شده است.
حضور گسترده مردم، از پیر و جوان گرفته تا بانوان و کودکان، با وجود برودت هوا و وزش باد جلوهای خاص به این تجمع بخشیده است.
حاضران پرچم سهرنگ و پرافتخار ایران که نماد هویت ملی و استقلال کشور است را به اهتزاز درآورده و شعار الله اکبر سر دادند.
همزمان با اهتزاز پرچم پرافتخار ایران، شعارهای کوبنده و حماسی از سوی تجمعکنندگان سر داده شد.
شعارهای دشمن شکن مردم همدان صلابت و عظمت این تجمع را دوچندان کرده و در کنار آن، شعارهای «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» و «مرگ بر وطنفروش» نیز با قاطعیت اعلام شد و مواضع صریح مردم در برابر دشمنان قسمخورده نظام و خائنان به ملت را به تصویر کشید.
رانندگان خودروهای عبوری نیز با به اهتزاز درآوردن پرچم ایران از پنجره خودروهای خود، به این حرکت مردمی پیوستند و همراهی خود را با تجمعکنندگان اعلام کردند.
حضور پرشمار بانوان و کودکان در میان تجمعکنندگان، گواه بر مشارکت فراگیر خانوادهها در این رویداد ملی است.
کودکان با در دست داشتن پرچمهای کوچک و بزرگ، شور و هیجان خاصی به فضا میبخشیدند و بانوان نیز با حضوری فعال، همبستگی خود را به نمایش میگذاشتند.
شور و شوق فراوان در میان حاضران، به ویژه جوانان، موجب شده بود تا عدهای با اشتیاق فراوان به ثبت و ضبط این لحظات تاریخی بپردازند.
دوربینهای عکاسی و تلفنهای همراه، بیوقفه تصاویری از این تجمع باشکوه را ثبت میکردند. گرفتن عکسهای سلفی یادگاری با پرچم ایران در دست، به یکی از سنتهای این گردهمایی تبدیل شده تا خاطرات شیرینی را برای شرکتکنندگان رقم میزند.
شماری از شرکتکنندگان نیز با در دست داشتن تصاویری از رهبر شهید انقلاب و آیت الله مجتبی خامنهای رهبر جدید، ارادت و وفاداری خود را به ایشان ابراز کردند.
همچنین، عدهای دیگر تصویر رهبری انقلاب را که بر صفحه تلفن همراهشان نقش بسته بود، به نمایش گذاشتند.
بیعت دوباره گلستانیها؛ تا پیروزی نهایی از میدان خارج نمیشویم
در بیست و هشتمین شب از اجتماعات سراسری حماسه و بیعت، مردم ولایتمدار و انقلابی استان گلستان بار دیگر با حضور پرشور، خانوادگی و پرصلابت در میادین اصلی شهرها، ضمن تجدید پیمان با آرمانهای شهیدان، فریاد زدند که تا پیروزی نهایی و شکست کامل توطئههای دشمنان، از میدان خارج نخواهند شد.
موج بیست و هشتم حماسه خیابانی با حضور گسترده و چشمگیر اقشار مختلف مردم در شهرستانهای گرگان، کردکوی، مینودشت، رامیان و سایر مناطق استان برگزار شد.
شبهای اقتدار و موکبهای بیدار؛ روایت وحدت در سنگر خدمت
این تجمعها که در قالب بیعت با مقام معظم رهبری و حمایت قاطع از نیروهای مسلح حامی امنیت کشور شکل گرفت، بار دیگر نمایشی از وحدت و انسجام ملی را در برابر جنگ ترکیبی و ناعادلانه دشمن به نمایش گذاشت.
در گرگان، مردم شهیدپرور و غیرتمند این شهر با حضور در میدان وحدت، حماسهای بینظیر آفریدند.
جمعیت عظیم و انبوه گرگانی که به صورت خانوادگی در این میدان تجمع کرده بودند، با سر دادن شعارهای حماسی و انقلابی، صدای محکومیت جنگ رمضان (آمریکایی-صهیونیستی) و ظلم استکبار جهانی را به گوش جهانیان رساندند.
نکته قابل توجه در این تجمع، سر دادن شعارهای کوبنده و سکوتشکن از سوی جوانان و نوجوانان بود که با فریاد «وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد…»، نشان دادند که آمادگی کامل برای دفاع از حریم ولایت و امنیت کشور را دارند.
شهرستانهای غرب گلستان نیز صحنهای از عزت و غیرت بودند. در کردکوی، مردم شهیدپرور با حضور در چهارراه انقلاب و خیابانهای اصلی، ضمن ایجاد موج بیست و هشتم حماسه، امنیت و اقتدار نیروهای مسلح را گرامی داشتند.
تصاویر منتشر شده از این شهرستان حاکی از آن است که مردم با وجود گذشت بیش از سه هفته، همچنان با انگیزهای مضاعف در صحنه حاضر میشوند.
همچنین در شهرستان مینودشت، شیرمردان دهه نودی و جوانان غیور با ایجاد کولاکی از حضور حماسی، بار دیگر وفاداری خود را به امام خامنهای و خون شهیدان به اثبات رساندند.
آنان با در دست داشتن پلاکاردها و سردادن شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، نشان دادند که خط مقدم مقاومت در برابر دشمنان هستند.
در شهرستان رامیان نیز مردم انقلابی و ولایتمدار با برگزاری قرارهای شبانه در بیستوهشتمین شب، بار دیگر با آرمانهای نظام بیعت کردند.
آنها تأکید کردند که حضور در خیابانها پاسخی محکم به دشمنانی است که تصور میکنند میتوانند با فشارها و توطئهها، ملت ایران را وادار به عقبنشینی کنند.
پاسخ پرصلابت گرمساریها به تحریف هویتی «تنگه هرمز»
حضور پرشور مردم گرمسار در بیست و هشتمین نوبت از تجمع «شبهای اقتدار» در میدان امام خمینی(ره)، جلوهای از ایستادگی ملی در مقابل اظهارات اخیر رییسجمهور آمریکا بود؛ جایی که شهروندان با بیانی صریح، هرگونه تحریف هویت تاریخی درباره «تنگه هرمز» را مردود دانستند.
در شامگاهی آکنده از شور و همبستگی، میدان امام خمینی(ره) گرمسار بار دیگر میزبان مردمی بود که با پرچمهای برافراشته و شعارهای هماهنگ، پیام روشنی از اقتدار و هوشیاری ملی مخابره کردند.
این گردهمایی، پاسخی اجتماعی به سخنان مداخلهجویانه و ادعاهای بیپایه درباره «تنگه هرمز» بود؛ ادعاهایی که با واکنش سریع و قاطع مردم روبهرو شد.
فضای میدان، آمیختهای از غیرت ملی و احساس مسوولیت نسبت به تاریخ و جغرافیای ایران بود. شرکتکنندگان با تاکید بر هویت تاریخی خلیج فارس و جایگاه راهبردی تنگه هرمز، هرگونه نامگذاری جعلی را توهینی به حافظه تاریخی ملت ایران دانستند و بر ضرورت صیانت از این میراث تاکید کردند.
این حضور مردمی، فقط یک تجمع نبود، نمایش وحدت در برابر روایتسازیهای تحریفآمیز به شمار میرفت؛ روایتی که از دل تاریخ برمیخیزد و در رفتار اجتماعی مردم استمرار مییابد.
پیام روشن این شب اقتدار، ایستادگی در برابر هرگونه ادعا علیه تمامیت معنوی و تاریخی ایران بود.
یکی از شهروندان گرمساری با رد اظهارات اخیر رییسجمهور آمریکا، بیان کرد: هیچ اقدامی از سوی او تاثیری بر اراده ملت ایران ندارد و اینگونه سخنان پیش از این نیز تکرار شده و بینتیجه مانده است.
یکی از بانوان انقلابی شهر گرمسار با اشاره به اهمیت جغرافیای منطقه، بیان کرد: از دریای عمان و خلیج فارس تا دریاچه خزر در این محدوده برای ایرانیان دارای حساسیت ویژه است و هرگونه اظهارنظر خارج از واقعیت، با واکنش جدی مردم مواجه میشود.
این شهروند با اشاره به برخی اظهارات غرضورزانه اخیر ترامپ، افزود: تفاوت میان نگاه ملت ایران با رویکرد مقامات آمریکایی آشکار است و مردم ایران بر پایه باورهای دینی و فرهنگی خود، از هویت و تاریخشان دفاع میکنند.
شهروند دیگری در این تجمع با بیان اینکه هیچ کشوری حق ادعا بر سرزمین و جغرافیای ایران را ندارد، گفت: تنگه هرمز متعلق به ایران بوده و خواهد بود و خلیج فارس نیز همواره با همین نام در تاریخ ثبت شده است و این مفاهیم ریشه در تاریخ چند هزار ساله ایران دارد و با اظهارنظرهای سیاسی دچار تغییر نخواهد شد.
یکی دیگر از حاضران در تجمع شبهای اقتدار در گرمسار با اشاره به اهمیت اقتصادی و راهبردی این منطقه، گفت: برخی اظهارات نشاندهنده توجه به جایگاه ویژه تنگه هرمز در معادلات جهانی است و این موضوع لزوم بهرهگیری دقیقتر از ظرفیتهای آن را یادآور میشود.
وی افزود: مردم ایران نسبت به این ظرفیتها آگاه هستند و بر حفظ و تقویت جایگاه کشور در این منطقه تاکید دارند.
تداوم اجتماع شبانه ملاردیها برای دفاع از وطن
اجتماع پرشور مردم ملارد و صفادشت شنبه شب علیه استکبار جهانی و در دفاع از میهن با شکوه و اقتدار برگزار شد.
دیشب مردم شهرستان ملارد در حمایت از عملیات وعده صادق ۴ در میدان گلهای شهر ملارد و بلوار رسول اکرم شهر صفادشت به میدان آمدند.
بنابر این گزارش مردم عزادار ملارد و صفادشت بار دیگر در سوگ شهادت رهبر شهید قائد ملت و تجدید عهد با آرمانهای والای رهبر شهید انقلاب اسلامی با حضور در خیابان ها سنگر را حفظ و دشمنان را ناامید کردند.
این حضور پرشور نشان از آن دارد همانطور که رزمندگان اسلام در میدان مبارزه خستگی را نمیشناسند، ملت ایران نیز در میدان خیابان ها خستگی نمیشناسند.
روشندلی که با عصای سفید، مسیر بصیرت را در اجتماع بابل روشن کرد
اجتماع مردم ولایتمدار بابل، صحنه نمایش غیرتی بود که فراتر از چشم ها میدید؛ حضور مردی نابینا با عصایی ساده اما دلی استوار، روایتی از بصیرتی بود که نه با دیدن که با شنیدن ضربان جمعیت، تاریخ وطن را ورق میزد.
اجتماع شامگاه شنبه هشتم فروردین بابل حال و هوایی دیگر داشت. در میان ازدحام جمعیتی که هر شب بر شمار آن افزوده میشد و تصویر مادران و فرزندان، مادربزرگهایی که با عصا گام برمیداشتند، همچنین پدربزرگهای ناتوان از درد پا، از شگفتیهای حضور مردم این دیار بود که در این حماسی، صحنهای متفاوت رقم خورد.
هنگامی که امواج صدای خروشان در میدان میپیچید، مرد نابینایی با عصایی سفید و ساده، اما با ارادهای استوار، آرام قدم برمیداشت. او جمعیت تا افق کشیده را نمیدید، اما ضربان قلبهایشان را احساس میکرد. او لرزش پرچمها را نمیدید، اما هیجان را در هوا میشنید.
هر گامش بر سنگفرش تاریخ وطن نجوایی داشت؛ مردمی که نگاهی کوتاه به او میانداختند، بیاختیار راه را باز میکردند؛ نه از سر دلسوزی، بلکه از سر احترامی خاموش و درکی غریزی نسبت به کسی که با چشمانی خاموش، اما بصیرتی روشنتر از بسیاری، مسیر خود را یافته بود.
وقتی به قلب جمعیت رسید، ایستاد؛ عصا را کنار نهاد و رو به صدای برخاسته از دل مردم، سینهاش را فراخ کرد. باد به صورتش میخورد و حضور هزاران روح پرشور را حس میکرد که لحظهای بزرگ را رقم میزنند. او نیامده بود تا به چشم ببیند، آمده بود تا به دل بشنود و دلش آگاهتر از هر چشمی، شاهد برآمدن نسلی بود که برای چیزی بزرگتر از خود گرد آمده بود.
در حاشیه این اجتماع، فرمانده قرارگاه بسیج برادران میدانسر با اشاره به حکم جهاد علما برای حضور در خیابانها، هرگونه بهانهای برای شانه خالی کردن از این تکلیف را مردود خواند و گفت: امروز همان روز موعود جدایی حق از باطل است.
رحمت حبیبپور از ابتکار پایگاه بسیج محله برای تهیه اتوبوس ایابوذهاب با کمک خیرین خبر داد و حضور پرشور مردم ولایتمدار بابل را در این شرایط حساس، خوش درخشنده توصیف کرد.
سکینه محمدیوند که با کودک ۱۸ ماهه و فرزند ۵ ساله خود در اجتماع حاضر شده بود، تأکید کرد: وقتی علما حکم جهاد دادند، کودکان را مستثنی نکردند. ما فقط به تکلیف دینی عمل میکنیم.
وی حضور در این اجتماعات را از هر فریضه واجبی واجبتر دانست و افزود: جان من و کودک خردسالم فدای علیاصغر امام حسین(ع) است که خونش را برای حفظ دین فدا کرد.
سیدفاطمه محمدنیا نیز در حاشیه این اجتماع با اشاره به حکم مراجع عظام تقلید مبنی بر وجوب حضور، خاطرنشان کرد: شاید بتوان نماز را قضا کرد، اما نمیشود این واجب الهی را قضا کرد.
او حمایت از رهبری و حفظ نظام را در شرایط حساس امری ضروری خواند و تأکید کرد: اگر صحنه را خالی کنیم، محل جولان منافقان و خائنان وطن خواهد شد.
بیست و هشتمین قرار عاشقی در دروازه کربلا/مرزداران کُرد: پای این پرچم ماندهایم محکم
مرزنشینان کرد کرمانشاه در در دروازه کربلا شامگاه شنبه با تجمعات و کاروانهای خودرویی، بیست و هشتمین قرار عاشقی پای وطن و وفاداری به خاک و پرجم مقدس ایران را رقم زدند. این رویداد حماسی نمادی از ایستادگی مرزداران در خط مقدم دفاع از خاک مقدس بود.
مرزنشینان با بیعت جانانه با رهبر انقلاب و نیروهای نحن منتقمون، در سوگ رهبر شهید، عشق ابدی به وطن، نظام و انقلاب را فریاد زدند و تأکید کردند: ما همیشه وفاداریم؛ وطن را جسم و جان خود میدانیم و هرگز اجازه نمیدهیم دست بیگانگان به ایران برسد. این قرار عاشقی، وحدت ملی اقوام مرزی را در مقابل تهدیدهای دشمن برجسته کرد.
کاروانهای خودرویی از غروب آغاز شد و تا سحرگاه ادامه داشت؛ خودروها با پرچمهای ایران، تصاویر شهدا و چراغ های روشن، مرزهای قصرشیرین و سرپل ذهاب را به صحنهای از شور انقلابی تبدیل کردند.
مرزداران کرد با شعارهای حماسی «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»، خطاب به تجزیهطلبان، سلطنتطلبان و حامیان خارجیشان اعلام کردند: ما دست از حمایت از نظام، رهبر فرزانه و وطن برنمیداریم و تا آخرین نفس، در خط مقدم ایستادهایم.
مرزنشینان کرد شیعه، سنی و اهل حق، با سابقه درخشان دفاع از مرزها، خود را سنگربانان ایران اسلامی میدانند و گفتند: در این نبرد رمضان، ما عاشق وطن هستیم و هیچ توطئهای نمیتواند ما را از پای درآورد.
زنان دلاور، دختران دهه نودی و کودکان شجاع، پیشرو این قرار عاشقی بودند و با حضور پررنگشان، نسل جوان را به عنوان مدافعان آینده وطن معرفی کردند.
مرزداران بدون هراس از بمباران شبانه در خیابانهای این شهرهای مرزی، یاد امام شهید و شهدای جبهه را گرامی داشتند و پیام دادند: تا رزمندگان در میدان نبردند، ما در خط مقدم مرزها؛ دشمنان اسلام و ایران، هیچ توانی ندارند.
این تجمع، روحیهای تازه به نیروهای مسلح بخشید و وحدت شیعه و سنی را در برابر فتنهها استوارتر کرد.
شبهای اقتدار و موکبهای بیدار؛ روایت وحدت در سنگر خدمت
به گزارش ایرنا، «شبهای اقتدار» دیگر فقط یک تجمع نیست. این شبها به یک «فرهنگ مقاومت شبانه» بدل شده؛ فرهنگی که ریشههایش را نه در یک مناسبت زودگذر، که در باورهای ملی و مذهبی این مردم باید جستوجو کنید.
آنچه این صحنهها را از هر حرکت مشابهی در تاریخ این سرزمین متمایز کرده، سه چیز است: تداوم، خودجوشی و تنوع. از نوجوانی با پرچم تا مادری که کودکش را در آغوش گرفته، از بازاری با کلاه کارگری تا دانشجویی با دفترچه یادداشت همه با یک زبان، یک نگاه و یک پیام در شبها بیرون آمدهاند تا از رزمندگانشان حمایت کنند.
این حضور همچنین نشان میدهد که شب، پایان نیست؛ بلکه آغاز است. آغاز بیداری از خواب غفلت و رهایی از زنجیر فراموشی.
و در پایان این شبهای زیبا، مردم، با دلهایی پر از نور، به خانههای خود بازمیگردند. اما این نور، نه با خاموشی میرود؛ که چون شمعهای ماندگار، در دلها روشن میماند تا ابد.
دیدگاهتان را بنویسید