یکشنبه / ۱۴ تیر / ۱۴۰۵
×

ندای زاگرس – تهران- مصلی، امروز صحنه‌ای از حضور یک ملت بود، از ساعات اولیه و لحظات نیمه شب و سحر ، سیل جمعیت از هر سو روانه شد؛ آن‌چنان که دیگر جایی برای ایستادن نبود. اشک، حماسه و فریاد در هم آمیخته بود و مردمی که ماه‌ها سختی، جنگ و داغ عزیزان را پشت سر گذاشته بودند، برای بدرقه «آقای شهید ایران» گرد هم آمده بودند.

مصلی، امروز رنگ قیامت داشت   *غلامحسین اسلامی‌فرد

امروز در مصلای امام خمینی (ره) جای سوزن انداختن نبود. سیل جمعیت، موج می‌زد؛ مردمی که با چشمانی اشکبار و دل‌هایی سرشار از اندوه و خشم، برای بدرقه رهبر شهیدشان گرد آمده بودند.

در میان این جمعیت، شعارها تنها از اندوه نمی‌گفت؛ از عهد و ایستادگی نیز سخن می‌گفت. فریادها از خونخواهی و ادامه راه حکایت داشت و زمزمه‌ای مشترک در میان مردم شنیده می‌شد: «ای امام! بعد از رفتن تو، ما همه فرزندان شهیدیم.» جمله‌ای که برای بسیاری، بیانگر احساس مسئولیت و وفاداری به آرمان‌هایی بود که به آن باور دارند.

از هر سو فریادها بلند بود؛ فریادهایی که از خونخواهی، ایستادگی و انتقام سخن می‌گفت. صدایی واحد در میان خیل جمعیت طنین‌انداز بود: «ای امام! پس از رفتن تو، ما همه فرزندان شهیدیم؛ بر عهد خود ایستاده‌ایم و راهت را ادامه خواهیم داد.»

این حضور، گسترده و بی‌نظیر مردم در مراسم تشییع، نمایشی از پیوند عاطفی و اعتقادی مردمی بود که آمده بودند تا با اشک، با فریاد و با حضور خود، وفاداری‌شان را به آرمان‌های انقلاب اسلامی و ایران عزیز و مسیر امام شهید (رض) به نمایش بگذارند. مصلی امروز، صحنه‌ای از همدلی، سوگواری و عهد دوباره با راهی بود که با رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، باید ادامه یابد.

در اوج این فضای احساسی، شعر محمد رسولی در مصلی طنین‌انداز شد:

اگرچه در دل ما داغ آتشینت هست/ هزار شکر که امروز جانشینت هست/ چه نایبی که به نام و مرام خامنه‌ای است/ هنوز رهبر ایران، امام خامنه‌ای است

با خواندن این ابیات، موجی از هم‌نوایی در میان جمعیت شکل گرفت. هزاران نفر اشک ریختند، شعر را زمزمه کردند و با تکبیر و شعار، احساس خود را ابراز داشتند. شعر، زبان دل مردمی شده بود که آمده بودند تا بگویند فقدان یک رهبر، آنان را از راهی که به آن باور دارند، جدا نخواهد کرد.

آنچه امروز در مصلی رقم خورد، صرفاً یک مراسم تشییع نبود؛ تصویری از پیوند عاطفی و اعتقادی مردم با رهبر شهید خود بود. صحنه‌ای که در حافظه تاریخ معاصر ایران ماندگار خواهد ماند؛ روزی که اشک و حماسه، سوگ و استقامت، در کنار یکدیگر معنایی تازه یافتند.

*روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *