سه شنبه / ۳۰ تیر / ۱۴۰۵
×
در گفت وگوی اختصاصی با ایرنا زندگی مطرح شد؛

رنج‌های پنهان سالمندان در سایه نیت‌های خیر خانوادگی

ندای زاگرس – تهران- همیشه سالمندآزاری با فریاد و کتک همراه نیست، گاهی یک جمله، یک اخم، یک نادیده گرفته شدن در جمع خانواده،تصمیم‌هایی که بدون اطلاع او گرفته می‌شود، پدر جان، مادر جان، حاجی و به چنین القابی خطاب کردنشان و یا این احساس تلخ که دیگر کسی حضورش را جدی نمی‌گیرد، سالمند آزاری است. آزار سالمند، همیشه زخم روی پوست نیست و گاهی زخمی است که در سکوت، بر روان و منزلت او می‌نشیند.

رنج‌های پنهان سالمندان در سایه نیت‌های خیر خانوادگی

به گزارش ایرنا زندگی- در گوشه بسیاری از خانه‌ها، سالمندی زندگی می‌کند که شاید همه عمرش را صرف ساختن همان خانواده کرده، اما حالا در حاشیه نشسته، اموالش میان دیگران تقسیم یا درباره‌اش تصمیم‌گیری شده، فرزندانش بی‌آنکه نظرش را بپرسند برای زندگی خود تصمیم گرفته‌اند، نوه‌ها و نتیجه‌ها او را کسی می‌بینند که از دنیای امروز چیزی نمی‌داند و در جمع نیز کمتر کسی سر صحبت را با او باز می‌کند. سهم او از بسیاری از دورهمی‌ها، سکوت، بی‌اعتنایی و گاه تحقیر است. همین رفتارهای ظاهراً ساده، همان‌جایی است که سالمندآزاری آغاز می‌شود.

در این باره با دکتر یدالله ابوالفتحی ممتاز، استاد سلامت روان سالمندان، گفت وگو کردیم وی با اشاره به ابعاد مختلف سالمندآزاری، تأکید می‌کند افزایش جمعیت سالمندان در هر جامعه، نشانه موفقیت آن جامعه در حوزه‌های بهداشت، اقتصاد و تغذیه است اما همین موفقیت این مسئولیت سنگین را به همراه دارد که بتوان برای سالمندان، مراقبتی شایسته شأن و منزلت انسانی آنان فراهم کرد.

 

سالمندآزاری رنجی پنهان در دایره اعتماد

به گفته این استاد حوزه سالمندی، طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، هرگونه انجام دادن یا انجام ندادن رفتاری که باعث آسیب به سلامت جسمی و روانی سالمند شود، در صورتی که از سوی افراد مورد اعتماد و در محیطی مانند خانه و از سوی افرادی مانند همسر، فرزندان و نزدیکان صورت گیرد که انتظار امنیت در آن وجود دارد، سالمندآزاری گفته می‌شود.

ابوالفتحی ممتاز با اشاره به برآوردهای آماری، شیوع سالمندآزاری را حدود ۱۵ درصد عنوان کرد و توضیح داد: این رقم در واقعیت بسیار بیشتر است. بسیاری از سالمندان از ترس اینکه همان حداقل مراقبت‌های موجود را نیز از دست بدهند، موارد سوءرفتار را گزارش نمی‌کنند. این پنهان‌ماندن در مردان سالمند بیشتر دیده می‌شود. هرچند مطالعات زیادی نشان داده‌اند که سالمندان زن بیشتر در معرض سوءرفتار قرار دارند، اما مردان سالمند به دلیل کلیشه‌های فرهنگی درباره قدرت مردانه کمتر لب به شکایت می‌گشایند و گاه حتی اگر چیزی بگویند، حرفشان چندان جدی گرفته نمی‌شود. در برخی مطالعات، میزان واقعی سوءرفتار با سالمندان حتی به بیش از ۵۰ درصد نیز می‌رسد.

 

سالمند آزاری، از هل دادن تا یک جمله تحقیرآمیز

این استاد سلامت روان سالمندان، سالمندآزاری را محدود به خشونت فیزیکی نمی‌داند، این پدیده انواع مختلفی از سوءرفتار جسمی مانند هل دادن، پرتاب اشیا یا ضربه زدن گرفته تا آزارهای روانی و کلامی که به گفته او بسیار شایع‌تر هستند، دارد. ترساندن، تهدید کردن، اخم، بی‌تفاوتی و سرزنش از جمله مصادیق آزار روانی و کلامی هستند. برخی عبارت‌ها که در ظاهر ساده‌اند، اما آثار عمیقی بر روان سالمند می‌گذارند، جملاتی مانند تو می‌خواهی چه کار کنی؟، به مال و اموال چه کار داری؟ یا تو دیگر عمرت را کرده‌ای؟ که به گفته او به‌طور مستقیم احساس بی‌ارزشی، طردشدگی و ناتوانی را به سالمند منتقل می‌کنند.

 

غفلت آزار بی‌صدای سالمندان

دکتر ممتاز، غفلت در مراقبت‌های بهداشتی، درمانی و تغذیه‌ای را نوعی از آزار می‎داند که کمتر دیده شده اما به‌شدت آسیب‌زا است. او در این باره گفت: برخی مطالعات نشان داده‌اند این نوع بی‌توجهی حتی ممکن است بیش از نیمی از سالمندان را دربر بگیرد. در برخی پژوهش‌ها سالمندان گفته‌اند فرزندشان قرار بوده ازدواج کند، اما هیچ‌کس چیزی به آنان نگفته است. همین کنار گذاشتن سالمند از تصمیم‌ها و رویدادهای مهم زندگی خانوادگی، می‌تواند احساس سربار بودن و بی‌اهمیتی را در او تشدید کند.

این استاد دانشگاه همچنین به نوع دیگری از سالمندآزاری پنهان اشاره کرد و گفت: هنگامی که خانواده سالمند را نزد پزشک یا روان‌شناس می‌برند، اما علائم او را بیش از واقعیت گزارش می‌کنند، برای مثال، یک‌بار بیدار شدن در شب را به‌گونه‌ای روایت می‌کنند که انگار سالمند تا صبح خواب نداشته است، این بزرگ‌نمایی می‌تواند به تجویز داروهای نامناسب یا بیش از حد منجر شده و خود شکلی از سوءرفتار با سالمند به شمار می‌آید.

 

آزار مالی دست‌اندازی به دارایی و اختیار سالمند

به گفته این متخصص، سوءاستفاده غیرقانونی از پول و اموال سالمند از مصادیق مهم سالمندآزاری است، مسئله‌ای که در برخی خانواده‌ها رخ می‌دهد و نیازمند حساسیت و آگاهی جدی است.

او در ادامه به موضوع ارث و میراث اشاره کرد و گفت: گاهی اطرافیان با نیت ظاهرا خیرخواهانه، سالمند را برای انتقال دارایی‌هایش تحت فشار قرار می‌دهند و با عباراتی مانند تو دیگر با خانه چه کار داری؟ یا خانه را به نام پسرت یا دخترت بزن، تو دیگر عمرت را کرده‌ای؟ عملاً او را در موقعیت آسیب‌پذیر و تحقیرآمیزی قرار می‌دهند. از نظر او، این جملات نه‌تنها ناخوشایند، بلکه نوعی آزار روانی آشکارند.

 

احترام یا ترحم؟ مرز باریکی که باید دیده شود

ابوالفتحی ممتاز بخشی از سالمندآزاری را در رفتارهای روزمره‌ای می‌بیند که معمولاً در جامعه به‌عنوان احترام شناخته می‌شوند، اما ممکن است برای سالمند حسی معکوس ایجاد کنند.او به کاربرد واژه‌هایی مانند پدر، مادر، حاج‌آقا و حاج‌خانم در مراکز درمانی و فضاهای عمومی اشاره کرد و گفت: هرچند این واژه‌ها محترم و مقدس‌ هستند، اما وقتی از سوی افراد غریبه برای خطاب قرار دادن سالمند به کار می‌روند، ممکن است بیش از آنکه احترام را منتقل کنند، پیری و فاصله گرفتن فرد از جامعه عادی را به او یادآوری کنند.

به گفته او، بهتر است سالمندان با نام و نام خانوادگی خودشان خطاب شوند یا از همراهان آنان پرسیده شود که خود فرد ترجیح می‌دهد چگونه مورد خطاب قرار گیرد. بسیاری از سالمندان، به‌ویژه کسانی که از جایگاه اقتصادی، اجتماعی یا تحصیلی بالاتری برخوردارند، از این نوع خطاب‌ها احساس ناخوشایندی پیدا می‌کنند، هرچند ممکن است آن را به زبان نیاورند.

او همچنین به رفتار رایج در وسایل حمل‌ونقل عمومی اشاره کرد و گفت: بلند شدن ناگهانی برای سالمند، اگرچه در ظاهر احترام‌آمیز است، اما گاه حس ناتوانی و ترحم را به او القا می‌کند. احترام واقعی آن است که جایگاه ویژه سالمندان اشغال نشود یا اگر قرار است صندلی‌ای به سالمند تعارف شود، این کار با لحنی انجام شود که شأن او حفظ شود نه اینکه حس کند به دلیل ناتوانی مورد ترحم قرار گرفته است.

 

فرهنگ‌سازی زیربنای اصلی تکریم واقعی سالمندان

وی معتقد است؛ جوامعی که در زمینه سالمندی پیشرو هستند، کار را از فرهنگ‌سازی آغاز کرده‌اند. سالمندان دوست دارند مانند سایر اعضای جامعه با آنان رفتار شود، نه اینکه صرفاً با نشانه‌های پیری تعریف شوند.  سالمندان به جای ترحم، احترام میخواهند. به همین دلیل، هر رفتاری که حس ناتوانی، کنار گذاشته شدن یا متفاوت بودن از آدم‌های عادی را در آنان تشدید کند، می‌تواند آسیب‌زا باشد حتی اگر انجام‌دهنده آن، نیت بدی نداشته باشد.

 

نشانه‌های هشداردهنده در مراکز درمانی

دکتر ممتاز در ادامه گفت: در مراکز درمانی، هنگام مراجعه سالمندان، باید همواره احتمال سالمندآزاری را در نظر داشت، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. سوءتغذیه، وضعیت نامناسب ظاهری، بی‌توجهی به پوشش و بهداشت، کم‌آبی بدن، زخم و خراش، مصرف نشدن داروها و حتی وجود خون در ادرار را از نشانه‌هایی زنگ خطر سالمند آزاری است. افسردگی شدید و احساس سربار بودن نیز از نشانه‌های مهم روانی‌ هستند که کارکنان مراکز درمانی باید نسبت به آن حساس باشند.

او یادآور می‌شود که سالمندان ممکن است در سنین بالا احساس تشنگی نکنند و همین موضوع سبب شود در صورت غفلت مراقبان، دچار کم‌آبی شدید شوند. از نگاه او، برآورده نکردن نیازهای اولیه سالمند، از جمله ندادن آب کافی یا نرساندن به‌موقع دارو، نیز در تعریف سالمندآزاری قرار می‌گیرد زیرا سوءرفتار فقط انجام یک کار آسیب‌زا نیست، بلکه انجام ندادن کاری که باید برای حفظ سلامت سالمند صورت گیرد نیز نوعی آزار است.

 

وقتی سهل‌انگاری در مراقبت به آزار ختم می‌شود

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو به رفتارهایی اشاره می‌کند که معمولاً از سر محبت انجام می‌شوند، اما ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشند. به گفته او، ناز کردن بیش از حد سالمند، به‌ویژه درباره زنان سالمند، گاه باعث می‌شود فرد احساس کند قدرت و منزلتش خدشه‌دار شده است، احساسی که ممکن است هرگز به زبان نیاورد، اما در درون او باقی بماند.

ابوالفتحی ممتاز ادامه داد: حتی کمک مالی مستقیم اگر بدون توجه به شأن و احساس سالمند انجام شود، ممکن است به منزلت او آسیب بزند. به گفته او، می‌توان از راه‌های دیگری به سالمند کمک کرد تا حس وابستگی و خفیف شدن در او ایجاد نشود.

 

سونامی سالمندی واژه‌ای منفی برای یک موفقیت اجتماعی

این استاد دانشگاه در ادامه، استفاده از تعبیر سونامی سالمندی را نادرست و آسیب‌زننده توصیف کرد و گفت: افزایش جمعیت سالمندان نشانه بحران نیست، بلکه حاصل موفقیت جامعه در افزایش امید به زندگی و بهبود وضعیت بهداشت و تغذیه است. بحران از جایی آغاز می‌شود که جامعه نتواند برای این تغییر جمعیتی، زیرساخت‌های لازم را در حوزه‌های جسمی، روانی و اجتماعی فراهم کند. بنابراین، مسئله اصلی نه خود افزایش سالمندان، بلکه ناتوانی در پاسخ‌گویی به نیازهای آنان است.

 

خانواده‌های ساندویچی و فشار مضاعف مراقبت

ابوالفتحی ممتاز با اشاره به مفهوم خانواده ساندویچی توضیح داد: این اصطلاح به خانواده‌هایی اشاره دارد که هم‌زمان مسئولیت مراقبت از والدین سالمند و فرزندان خود را بر عهده دارند. در چنین شرایطی، نسل میانی تحت فشار دوگانه قرار گرفته و همین فشار می‌تواند کیفیت رسیدگی به سالمند را کاهش دهد. این وضعیت لزوما به معنای بی‌مسئولیتی خانواده‌ها نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییرات ساختاری در زندگی امروز است، جایی که خانواده‌های هسته‌ای، اشتغال هم‌زمان زن و مرد و فشارهای اقتصادی و روانی، توان مراقبتی خانواده را محدود کرده است.

 

سالمندان باید انتظارات خود را واقع‌بینانه کنند

او در بخش دیگری از سخنانش از سالمندان خواست که تا حدی انتظارات خود را با واقعیت‌های امروز تطبیق دهند. جهان امروز با گذشته تفاوت کرده و دیگر نمی‌توان از فرزندان انتظار داشت که دقیقاً همان الگوی سنتی مراقبت را تکرار کنند. در شرایط امروز، حتی فرزندانی که علاقه‌مند و دلسوز هستند، ممکن است به دلیل اشتغال، فشارهای زندگی و ساختار جدید خانواده، نتوانند آن‌گونه که والدینشان انتظار دارند در دسترس باشند. از این رو، سالمندانی که سطح توقع خود را منطقی‌تر می‌کنند، ممکن است کمتر در معرض آسیب‌های ناشی از تعارض و سرخوردگی قرار بگیرند؛ هرچند این نکته به‌هیچ‌وجه از مسئولیت خانواده و جامعه در قبال سالمندان کم نمی‌کند.

 

خلأ قانونی و ضرورت حمایت از مراقبان

این استاد سلامت روان سالمندان با اشاره به وجود سند ملی سالمندی در کشور گفت: با وجود این سند، هنوز در زمینه اجرا و حمایت‌های قانونی، خلأهای جدی وجود دارد. حمایت‌ها باید متوجه خود سالمندان و خانواده‌ اش و مراقبانی را دربر بگیرد که از آنان نگهداری می‌کنند. مراقبت از سالمند کاری بسیار دشواری است و باید به‌عنوان یکی از مشاغل سخت شناخته شود، زیرا فشار جسمی و روانی زیادی بر مراقبان وارد شده و بی‌توجهی به این فشارها می‌تواند زمینه‌ساز فرسودگی و در نهایت رفتارهای نامناسب شود.

دکتر ممتاز همچنین گفت: درصد کمی از دانشجویان، به‌ویژه در رشته پزشکی، تمایل دارند در حوزه سالمندی فعالیت کنند و این موضوع نشان می‌دهد باید برای ورود نیروهای متخصص به این حوزه، آموزش، انگیزه و حمایت شغلی بیشتری فراهم شود.

 

آگاهی‌بخشی نخستین گام برای کاهش سالمندآزاری

ابوالفتحی ممتاز با اشاره به اهمیت جهانی موضوع و نام‌گذاری روز ۱۵ ژوئن به عنوان «روز جهانی آگاهی‌بخشی درباره سالمندآزاری» (World Elder Abuse Awareness Day)، تأکید کرد که بسیاری از رفتارهای آسیب‌زا نه از سر بدخواهی، بلکه از سر ناآگاهی رخ می‌دهند.

وی افزود که از همین رو، آموزش عمومی، توانمندسازی خانواده‌ها، ارتقای دانش کارکنان مراکز درمانی و اصلاح نگرش جامعه نسبت به سالمندی، از حیاتی‌ترین راهکارهای کاهش این پدیده است؛ راهکارهایی که در صورت پیگیری جدی، می‌توانند نقش بسزایی در حفظ امنیت روانی، منزلت اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان ایفا کنند.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *