پنجشنبه / ۱۷ اردیبهشت / ۱۴۰۵
×
«رحمان قهرمان‌پور» در گفت‌وگو با ایرنا مطرح کرد؛

تمرکز سیاست آمریکا بر «تسلیم استراتژیک» ایران

ندای زاگرس – تهران-تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به اینکه در چارچوب دیپلماسی اجبار، پذیرش مذاکره الزاماً به معنای نفی راهکار نظامی یا برخورد نظامی نیست، گفت: لذا به نظر می‌رسد سیاست آمریکا همچنان بر تسلیم استراتژیک ایران تاکید دارد؛ به این معنا که غنی‌سازی به صفر برسد و برد موشک‌های ایران محدود شود.

تمرکز سیاست آمریکا بر «تسلیم استراتژیک» ایران

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا؛ یکی از پیچیده‌ترین فصول کتاب تاریخ روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، در حالی گشوده شده است که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور این کشور در دور دوم حضور خود در کاخ سفید، همچنان اتخاذ تصمیمی قاطع درباره ایران را به تعویق می‌اندازد. ناوگان دریایی و هوایی ایالات متحده درحالی از دو ماه پیش آرایش جنگی در آب‌های اطراف ایران گرفته که همچنان دو طیف در واشنگتن نتوانسته‌اند دیدگاه خود را به رئیس‌جمهور بقبولانند.

گروه نخست که درگیری نظامی با ایران را تنها مسیر درست در برخورد با تهران می‌دانند و گروه دوم معقدند که باید دیپلماسی را آزمود. به نظر می‌رسد در حال حاضر هر دو گروه به نحوی و نوعی یک گام به پیش برداشته‌اند؛ جنگ‌طلبان با اعزام ناوها و دیپلماسی‌خواهان با آغاز مذاکرات. با این همه اما این روند گاهی با برخی اظهارات مبهم‌تر از گذشته می‌شود، برای مثال وقتی مذاکره‌کننده آمریکایی، از عدم تسلیم ایران دربرابر فشارهای آمریکا سخن می‌گوید و از این موضوع متعجب است، تعریف مذاکره برای طرف‌های ایرانی هم متناسب با چنین دیدگاهی تغییر پیدا می‌کند و این پرسش به وجود می‌آید که دو دور مذاکرات برگزار شده با تهران با هدف گفت‌وگو برای رسیدن به توافق برد-برد بوده یا به زانو درآوردن ایران؟آیا برای ایران طبیعی این نخواهد بود که تصور کند، آمریکا گفت‌وگوهای برگزار شده تا امروز را ابزاری برای فشار بیشتر می‌دانسته و اکنون از این فشار پشیمان شده است؟

در میان اینگونه اظهارنظرهای رسمی مقامات آمریکا، بمبارانی از خبرها، فیک‌نیوزها، تحلیل‌ها و گمانه‌ها هم در فضای رسانه‌ای و سیاسی در جهان منتشر و منعکس شده است که بر ابهام ذاتی و تاریخی در روابط جمهوری اسلامی ایران و آمریکا می‌افزاید. انعکاس این میزان از تحلیل اگر با هدف سردرگم‌ساختن ایران صورت گرفته باشد؛ تاکید استیو ویتکاف بر عدم تسلیم ایران، نشان می‌دهد که نتوانسته کاری از پیش ببرد اما اگر هدفی در انتشار این میزان تحلیل ضدونقیض موجود نباشد؛ حکایت از همان پیچیدگی دارد که تقریبا برای همه سناریوها امکان طرح می‌دهد؛ حتی اگر یکی در راستای حمله‌ای بزرگ و تغییر رژیم باشد و دیگری متناسب با توافق بزرگ و غنی‌سازی نمادین. به منظور بررسی این اظهارات و اقدامات متناقض و تبعات آن در شرایط کنونی با «رحمان قهرمان‌پور» تحلیلگر مسائل بین‌الملل به گفت‌وگو پرداختیم.

در چارچوب دیپلماسی اجبار، پذیرش مذاکره الزاماً به معنای نفی راهکار یا برخورد نظامی نیست

کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که آمریکا از یک سو مذاکرات را پذیرفته و از سوی دیگر طبق گفته اخیر استیو ویتکاف؛ از ایران تسلیم می‌خواهد و از این عدم تسلیم شگفت‌زده شده است؛ در چنین شرایطی اهداف آمریکا از این پروسه را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ گفت: واقعیت این است که آمریکا از پیش نیز در پی دیپلماسی اجبار و در چارچوب این رویکرد، به دنبال واداشتن ایران به تسلیم بوده است. از این منظر، به نظر می‌رسد سیاست آمریکا تغییری نکرده است. با این حال، درباره چرایی ورود به مذاکرات می‌توان تفاسیر گوناگونی ارائه داد. یک تفسیر خوش‌بینانه آن است که آمریکا در واقع مذاکرات را پذیرفته و خود را متعهد به آن می‌داند. تفسیر دیگر آن است که شاید آمریکا به صورت تاکتیکی و برای جلوگیری از خدشه‌دار شدن اعتبار خود در سطح بین‌المللی به این مذاکرات تن داده باشد تا به کشورهای عربی نشان دهد که در پی جنگ تمام‌عیار یا صرفاً جنگ نیست، بلکه دیپلماسی نیز برای آن اهمیت دارد. با این حال، در چارچوب دیپلماسی اجبار، پذیرش مذاکره الزاماً به معنای نفی راهکار نظامی یا برخورد نظامی نیست. از این رو، به نظر می‌رسد سیاست آمریکا همچنان بر تسلیم استراتژیک ایران تاکید دارد؛ به این معنا که غنی‌سازی به صفر برسد و برد موشک‌های ایران محدود شود.

تلاش‌های هفته گذشته آمریکا در راستای جلوگیری از منطقه‌ای شدن جنگ توسط ایران بوده است

قهرمان‌پور درباره دلایل و تبعات تردیدهای ترامپ در حمله به ایران حتی با وجود آرایش نظامی در منطقه توضیح داد: طبیعتاً تردیدهای ترامپ قابل درک است. خوش‌بینی اولیه‌ای که احتمالاً وجود داشت مبنی بر امکان اجرای سناریوی ونزوئلا در قبال ایران، با تردیدهایی مواجه شده است. آنچه اکنون منابع نزدیک به ترامپ گزارش می‌دهند این است که او در حال بررسی هزینه‌ها، عدم قطعیت‌ها و پیامدهای احتمالی برخورد نظامی است.

وی ادامه داد: تفسیری که می‌توان ارائه داد این است که شاید آمریکا در حال برطرف کردن ابهامات موجود باشد. تفسیر دیگر می‌تواند این باشد که ترامپ دچار تردید شده است. با این حال، به نظر می‌رسد آنچه در اتاق وضعیت کاخ سفید مطرح شده، این است که ترامپ در وارد کردن یک ضربه به ایران با مشکلی مواجه نخواهد بود، بلکه چالش اصلی آمریکا مقابله با تلاش ایران برای منطقه‌ای کردن جنگ خواهد بود. از این رو، به نظر می‌رسد تلاش‌های هفته گذشته آمریکا در راستای جلوگیری از منطقه‌ای شدن جنگ توسط ایران بوده است. بنابراین، تیم ترامپ و شخص او در پی یافتن راهکاری هستند که چگونه می‌توان هم با ایران وارد درگیری شد و هم از منطقه‌ای شدن جنگ توسط ایران جلوگیری کرد.

وی درباره طرح موضوعاتی مانند غنی‌سازی نمادین از سوی برخی چهره‌ها و رسانه‌های آمریکایی درباره اهداف انتشار چنین طرح‌هایی گفت: به هر حال، هنگامی که دیپلماسی فعال می‌شود، طبیعتاً پیشنهادهای گوناگونی مطرح می‌شود که ممکن است برخی از آنها مفید و سازنده باشد. موضوع غنی‌سازی نمادین نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. پیش‌تر نیز پیشنهاد غنی‌سازی به صورت کنسرسیوم مطرح شده بود. طرح‌های فنی متعددی وجود دارد که اگر آمریکا واقعاً در پی اعطای امتیاز به ایران باشد، می‌توان آنها را مورد بررسی قرار داد.

قهرمان پور با اشاره به اینکه در زمینه نظارت بر غنی‌سازی نیز راهکارهای مختلفی مطرح است؛ گفت: از جمله محدودسازی غنی‌سازی، کاهش میزان اورانیوم غنی‌شده، محدود کردن سطح غنی‌سازی و تشدید راستی‌آزمایی‌ها. تمامی این موارد می‌تواند به عنوان راه‌حل‌هایی فنی مورد توجه قرار گیرد. با این حال، مسئله اساسی آن است که ترامپ بر این باور است که ایران در موقعیت ضعیفی قرار دارد و از این رو تلاش می‌کند حداکثر امتیازات را از ایران اخذ کرده و حداقل امتیازات را به آن اعطا کند.

تفاوت در ادراک دو طرف نسبت به وضعیت میدانی، دستیابی به توافق را دشوار می‌سازد

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در توضیح فضای رسانه‌ای متناقضی که در رسانه‌های غربی به وجود آمده و انواع مختلف گمانه‌ها از حمله محدود و گسترده تا توافق جامع مطرح شده است، تصریح کرد: باید توجه داشت که فضای حاکم بر مذاکرات، در مقایسه با شرایط پس از جنگ دوازده‌روزه، به‌طور قابل توجهی تغییر کرده است. از منظر ترامپ و تیم او، ایران در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد و بنابراین آنان باید تلاش کنند بیشترین امتیازات را از ایران اخذ کنند و این رویکرد را روندی طبیعی تلقی می‌کنند. این در حالی است که در ایران، برداشت غالب آن است که جنگ دوازده‌روزه پیروزی قطعی برای طرف مقابل به همراه نداشته و ایران نیز آسیب جدی ندیده است؛ از این رو، ایران می‌تواند همچنان در میز دیپلماتیک از اهرم‌های خود بهره‌برداری کند. این تفاوت قابل توجه در ادراک و نگرش دو طرف نسبت به وضعیت میدانی، دستیابی به توافق را بسیار دشوار می‌سازد. به بیان دیگر، ترامپ همانند بهار ۱۴۰۴ مذاکره نخواهد کرد و احتمالاً بازه زمانی‌ای که برای به نتیجه رسیدن مذاکرات در نظر گرفته، به مراتب کوتاه‌تر از دوره پیشین مذاکرات خواهد بود.

تیم ترامپ به این جمع‌بندی رسیده که اقدام نظامی احتمالی نباید موجب برهم خوردن نظم داخلی در ایران شود

قهرمان‌پور درباره تبعات هریک از سناریوهای مطرح شده پیرامون حمله به ایران هم گفت: اگر به گزارش‌هایی که رسانه‌ها از اتاق وضعیت کاخ سفید در روز چهارشنبه گذشته منتشر کرده‌اند استناد کنیم، در این اخبار آمده است که مشاوران امنیت ملی ترامپ تاکید کرده‌اند گزینه تغییر رژیم با ریسک بسیار بالایی همراه است. اینکه ضربه مورد نظر چگونه تعریف می‌شود، طبعاً از جمله مواردی است که در حال حاضر افشا نشده است و هر سناریویی که در نظر گرفته شود، پیامدهای خاص خود را خواهد داشت. با این حال، به نظر می‌رسد تیم امنیت ملی ترامپ به این جمع‌بندی رسیده که اقدام نظامی احتمالی نباید موجب برهم خوردن نظم داخلی در ایران شود، مشروط بر آنکه این ارزیابی همچنان معتبر باقی بماند. در عین حال، اسرائیلی‌ها تلاش می‌کنند گزینه تغییر رژیم را همچنان به عنوان گزینه‌ای جذاب برای ترامپ و تیم او مطرح و جلوه دهند.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *