ندای زاگرس – بی پاسخی از خودم در تکرار می پرسم: مگر میشود خورشید که نور را در امتداد انوارِ امیدآفرینش معنا میکرد، حالا در قابی سرد، بیحرکت در میان امواج خروشان اشکها و فریادها باشد؟