ایلام -واکاوی چالشهای انباشته شده در حوزههای زیرساختی و اقتصادی ایلام نشان میدهد که حلقه مفقوده پیشرفت این استان با ظرفیتها و منابع سرشار، نبود نگاه کارشناسی در اجرا است و اگر «مدیریت علمی» به عنوان نسخه شفابخش برای درمان عقبماندگیهای تاریخی توسط مدیران اجرایی جدی گرفته شود توسعه استان در شاهراه اصلی قرار خواهد گرفت.
به گزارش ایرنا، تقویم سیاسی و اجتماعی ایران، روزهایی را در دل خود جای داده است که فراتر از مناسبت تقویمی، به مثابه یک «منشور» و راهنمای عمل برای عبور از گردنههای تاریخی نقش مهمی ایفا میکنند.
۱۶ آذر «روز دانشجو» بیشک یکی از همین قلههای بلند است، روزی که خون سرخ سه یار دبستانی بر سنگفرشهای دانشکده فنی دانشگاه تهران برای همیشه خط بطلانی بر تفکر جدایی علم از سیاست و انزوای دانشجو از جامعه کشید.
هفت دهه پیش دانشگاه گواهی داد که دانشجو بیدار است و زیر بار استبداد و دخالت استعمار نمیرود.
این روزها و در سالگرد آن خروش تاریخی، بازخوانی رسالت دانشجو از منظر «عدالتخواهی» و «توسعهگرایی»، به ویژه در جغرافیایی حساس و کمتر برخورداری همچون استان ایلام، ضرورتی است که غفلت از آن هزینههای جبرانناپذیری خواهد داشت.
بازخوانی پرونده ۱۶ آذر ۱۳۳۲ نشان میدهد که «دیانای» (DNA) و ماهیت جنبش دانشجویی با استکبارستیزی عجین شده است.
آن روز که چکمههای نیروهای امنیتی رژیم پهلوی حریم کلاس درس را شکست و سینه «قندچی»، «بزرگنیا» و «شریعترضوی» را آماج گلولههای انگلیسی و آمریکایی قرار داد، پیامی صادر شد که پژواک آن تا امروز شنیده میشود: «دانشجو عدالتخواه و دشمنستیز است.»
این پیشینه تاریخی، پاسخ محکمی به تمام رسانهها و بلندگوهای تبلیغاتی غربی است که امروز ریاکارانه دم از حمایت از دانشجوی ایرانی میزنند.
دانشجوی با بصیرت ایرانی میداند کسانی که دیروز آمران قتلعام دانشجویان در پیش پای «ریچارد نیکسون» بودند، امروز نمیتوانند دلسوز آزادی در دانشگاههای ما باشند.
این همان نقطه تمایز «نقد مشفقانه» با «تخریب خصمانه» است، دانشجو ابزار دست بیگانگان نمیشود، بلکه با سلاح منطق از استقلال کشور پاسداری میکند.
با گذار از گزارههای تاریخی و رسیدن به مصادیق عینی، باید گفت که استان ایلام امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه «مدیریت علمی» است.
در حالی که این استان با وجود ظرفیتهای بزرگ، نعمتهای خدادی و منابع زیرزمینی، همچنان با زخمهای کهنهای چون بیکاری، چالشهای زیرساختی و آسیبهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکند، نگاهها به سمت «دانشگاه» بهعنوان اتاق فکر توسعه استان معطوف شده است.
دانشجو تنها «میوه شیرین علم» در گلخانههای دانشگاهی نیست، دانشجو دیدهبانی است که باید از برج و باروی دانشگاه افقهای توسعه و تهدیدهای جامعه را رصد کند.
وجود دهها مرکز آموزش عالی و هزاران دانشجو در ایلام، ذخیرهای راهبردی است که متاسفانه گاه در سایه سیاستزدگیها مغفول مانده است.
دانشجوی ایلامی به عنوان فرزند همین آب و خاک دردهای مزمن استان را با پوست و گوشت خود لمس میکند و ۱۶ آذر بهانهای است تا بپرسیم که چگونه میتوان با جایگزینی «سیاستزدگی» با «مدیریت علمی» و میدان دادن به نخبگان جوان، توسعه را از یک واژه «تزئینی» در سخنرانیها به واقعیتی ملموس در زندگی مردم ایلام تبدیل کرد؟
جنبش دانشجویی اصیل، اسیر احساسات زودگذر نمیشود، دانشجو «آرمانگرا» است اما «وهمگرا» نیست، او واقعیتهای مسلم انقلاب و کشور را میبیند و بر اساس آن نسخه میپیچد.
دانشجو با تکیه بر عقلانیت، فریاد عدالتخواهی سر میدهد اما امنیت جامعه را که خط قرمز توسعه است، با هیچچیزی معامله نمیکند.
روز دانشجو و هفته پژوهش تنها روز تبریک و اهدای لوح قدردانی نیست، روز تلنگر به مسئولان است تا بدانند بدون اتصال به بدنه نخبگانی و دانشگاهی چرخهای توسعه کُند میچرخد.
اگر مدیران اجرایی استان سعهصدر لازم برای شنیدن نقدهای صریح و بیپرده این قشر پیشقراول را داشته باشند و اجازه ورود آنان به فرآیند تصمیمسازی را بدهند، میتوان به حل چالشهای استان امید بست.
امروز دانشجویان ایلامی آمادهاند تا با همان روحیه سال ۳۲، اما این بار در سنگر «جهاد علمی» و «تبیین واقعیتها»، بار توسعهنیافتگی را از دوش استان بردارند.
آنان باور دارند که آینده روشن این دیار نه در آنسوی مرزها، بلکه در کلاسهای درس و آزمایشگاههای همین استان رقم میخورد.
دانشجوی تراز انقلاب اسلامی امروز در دو جبهه میجنگد: جبهه نخست، تقابل با جنگ روانی دشمنانی که دیروز گلوله شلیک میکردند و امروز اشک تمساح میریزند و جبهه دوم که تلاش بیوقفه برای آبادانی و رفع محرومیت در کشور است.
این دو مسیر از هم جدا نیستند، چرا که «کارآمدی» و «قوی شدن» بزرگترین ضربه به دشمن و «خدمت» بالاترین مصداق استکبارستیزی است.
آینده انقلاب و کشور در گرو پویایی، امید و نشاط همین قشری است که به حق، «مؤذن جامعه» نام گرفتهاند که اگر خواب بمانند، نماز امت قضا میشود.
در نهایت باید گفت که ۱۶ آذر آغازی دوباره برای بازتعریف پیوند میان «قدرت» و «دانش» است.
راه عبور استان ایلام از گردنههای سخت اقتصادی و اجتماعی نه در نسخههای وارداتی و نه در تصمیمهای پشت درهای بسته بلکه در اعتماد به جوانان نخبه و دانشگاهی همین دیار نهفته است.
امروز زمان آن فرا رسیده است که فاصله میان میزهای مدیریتی و صندلیهای دانشگاهی برداشته شود.
اگر «مدیریت علمی» جایگزین رویکردهای سنتی شود و شور جوانی با شعور نخبگانی در هم آمیزد به یقین افقهای روشنی پیشروی این استان مرزب گشوده خواهد شد.
ایلام برای جهش، منتظر همت مسئولانی است که دانشگاه و دانشجو را بازوی توانمند خود بدانند.
دیدگاهتان را بنویسید